تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
و چون مكتوبى چند جمع مىشد ، به نزد محمّد [ بن على ] مىفرستادند ، ابو عكرمه از معارف و مشاهير ساكنان خراسان كه به دايرهء بيعت در آمده بودند ، دوازده تن را به نقابت اختيار نموده ، فرمود كه به گرفتن بيعت مشغول گردند ، كثير خزاعى و پسرش سليمان بن كثير و مالك بن هيثم و قحطبة بن شبيب از جملهء اين دوازده تن بودند ، و قحطبهء مذكور خارجى زاده بود ، و پدرش شبيب در ميان خوارج دعواى امامت مىنمود ، [ چنان كه شمه‌اى از حالات او در ضمن وقايع زمان حضرت امام زين العابدين عليه السّلام در اين مختصر مذكور گشته ] افسانه‌خوانان ياوه‌گوى بىحيا ، و قصّه‌خوانان سخت روى بادپيماى « 1 » ، اين قحطبه و احمد زيجى « 2 » را كه از ملازمان او بود ، از اشراف سادات مىشمردند ، و عوام كالانعام را به اين تزوير شيفته و رام و گرفتار دام خود مىگردانيدند . امّا چون محمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس مطّلع شد كه ابو عكرمه دوازده نقيب تعيين نموده است از اكابر اصحاب بيعت ، هفتاد تن را نقابت داد و به هر يك جداگانه دستور العملى فرستاد كه خلق را به چه منوال دعوت كرده ، با ايشان چگونه معاشرت نمايند . و در سنهء اثنى و مائه ابو عكرمه ، قحطبة بن شبيب و سليمان بن كثير و مالك بن هيثم را نزد محمّد بن على فرستاد كه اموال خمس را كه جمع كرده بودند ، به او رسانند ، و ابو مسلم را با ايشان همراه كرده ، چون به مكّه رسيدند ، شبى نزد محمّد بن على رفته بوسه بر دست و پاى او دادند و آن مال را تسليم نمودند ، محمّد ايشان را نوازش كرده ، چون چشمش بر ابو مسلم افتاد ، از احوال او استكشاف نمود ؛ گفتند :
هامش
( 1 ) . نسخه : افسانه‌خوانان بىحياى ياوه‌گوى ، و قصّه‌گويان بادپيماى سخت روى . ( 2 ) . نسخه : زمچى يا زيچى .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 210 | مير لوحى