تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
جامع دمشق آويخته بود و سر اقربا در مسجدها و دروازه‌ها و روزى بر در خانه يزيد . پس گفت قاتل پدر من را به من ده تا بكشم كه قصاص بر من است هر كه را حاضر مىكردند مىگفت من نكشتم تا به آخر يكى گفت حسين را آن كس كشت كه در بيت المال گشود و مال به لشكر داد فرستاد يعنى يزيد كشت او را پس لعين خجل شد و خاموش گشت . روات اخبار گويند كه يزيد آن روز كه سر حسين عليه السّلام نزد او بنهادند فرمود تا فقاع بساختند « فقاع بضم اول و تشديد قاف » شراب كه از جو سازند به هندى لوزه گويند و به لشكر فقاع بياشاميد و در اسلام حرام بود آن لعين آن روز اين سنت نهاد كه فقاع بياشامند و آن را حلال دانند . امام على بن موسى الرضا عليه السّلام گويد كه هر كه فقاع بيند بايد كه بر يزيد لعنت كند و بر تابعان او و صلوات بر حسين و اصحاب او فرستد « 1 » . مورخان حكايات حسين عليه السّلام و اصحاب او ضبط كرده‌اند در مجلدات بيش از آنكه اين كتاب حامل آن شود اما ضرورت بود خالى از اشعار و ابيات كه از جنيان شنيده‌اند و آدميان گفته‌اند ايراد كردم تا موجب ملال نباشد . گويند كه امام زين العابدين گفت با يزيد لعين كه مرا اجازت ده تا خطبه بخوانم روز جمعه گفت شايد چون روز جمعه شد يزيد ملعونى بدست آورد سخت فصيح و شوخ و گفت بايد كه بر منبر روى و هر چه بر زبان آيد از مساوى على و حسين بگوئى و ثنا و شكر شيخين تقرير كنى آن شخص بر منبر رفت و هر حالى كه مقدور بود گفت : امام گفت اجازت ده تا من نيز خطبه بخوانم لعين را ندامت و پشيمانى حاصل شد گفت نه مردم بسيار شفاعت كردند قبول نكرد پسر آن لعين معاويه گفت : اى پدر او در صغر
هامش
ادامه صفحه قبل وعده انجام آن را داده بودم بگو امام زين العابدين عليه السّلام فرمود اولين حاجتم اين است كه روى پدرم حسين عليه السّلام را ببينم كه يزيد گفت فلن تراه ابدا . لذا گفته مؤلف با آنچه از لهوف نقل شد منافات دارد ، و در مورد سرنوشت سر مطهر امام حسين عليه السّلام اقوال زيادى هست كه مشهور بين علماء اماميه اين است كه سر مطهر توسط امام سجاد عليه السّلام به كربلا آورده شد و به بدن مطهر ملحق شد . مناقب ابن شهر آشوب 4 / 85 و حبيب السير 2 / 60 . ( 1 ) - عيون الاخبار صدوق بنا به نقل نفس المهموم 401 .