تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
مردم قصد كردند كه خود را به خانهء يزيد اندازند و او را بكشند . مروان از اين حال واقف شده نزد يزيد آمد و با او گفت هيچ صلاح ملك تو نيست كه اولاد و اهل بيت و متعلقان حسين آنجا باشند صلاح در آن است كه كار ايشان بسازى و ايشان را به مدينه فرستى اللّه اللّه كه كار ملك تو تباه شود به سبب اين عورات . پس يزيد امام زين العابدين عليه السّلام را بخواند و پيش خود بنشانيد و استمالتهاى « 1 » بسيار كرد و گفت لعنت بر پسر مرجانه باد اگر من صاحب پدر تو بودمى نگذاشتمى كه كار بدين مقام رسيدى و آنچه او از من بخواستى بدادمى و حاجت او را روا كردمى و ليكن قضا گذشت « 2 » بايد كه چون به مدينه رسى هر كار و حاجتى كه باشد بنويس و امام را خلعت بداد و زنان را تشريفها فرستاد و ليكن گويند كه اهل بيت هيچ قبول نكردند . و روايت آمد كه ام كلثوم خواهر امام حسين عليه السّلام در دمشق متوفى شد « 3 » ، يزيد عمر بن خالد قرشى را بخواند و گويند نعمان بشير را و عمر مؤمن بود و اعتقاد پنهان داشتى و سيصد مرد به دو داد و گفت اين كودك و عورات را به مدينه رسان بايد كه به شب راه روى نه به روز تا ايشان را نبينى و چون فرود آئى دور باشى عمر بن خالد شرائط قبول كرد و ايشان را به سلامتى به مدينه رسانيد چون به مدينه رسيدند مردان و زنان با نوحه و زارى استقبال كردند و مدتى تعزيت حسين داشتند و اشعار و مرثيه‌ها كه در حق حسين عليه السّلام گفته‌اند دو مجلد آمد و زائد ، از آن جمله شافعى گويد :
تا رب همى و الفؤاد كئيب * و ارق عينى و الرقاد غريب
و مما نفى نومى و شيب لمتى * تصاريف ايام لهن خطوب
فوا كبدى من حزن آل محمد * و من زفرات ما لهن طبيب
فمن مبلغ عنى الحسين رسالة * و ان كرهتها انفس و قلوب
قتيل بلا جرم كان ثيابه * صبيغ بماء الارجوان خضيب
هامش
( 1 ) - استمالت : به طرف خود ميل دادن ، دلجوئى كردن . ( 2 ) - ارشاد مفيد 2 / 122 . ( 3 ) - در مورد وفات ام كلثوم ( س ) تاريخ معينى در دست نيست كه چه وقت رحلت كرده است عده‌اى مىگويند در زمان حيات امام حسين عليه السّلام در حادثه زلزله زير آوار مانده و وفات يافته كه اين قول با قول به حضور ام كلثوم در كربلا سازگارى ندارد و در كتاب رياحين الشريعة 3 / 256 به نقل كتاب بحر المصائب آمده كه ام كلثوم چهار ماه پس از بازگشت اهل بيت از شام به مدينه رحلت كرده است .