و قال :
فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى فَقاتِلُوا الَّتِي تَبْغِي حَتَّى تَفِيءَ إِلى أَمْرِ اللَّهِ
( حجرات 9 ) يعنى اگر دو طائفه از اهل اسلام با هم قتال كنند در ميان ايشان اصلاح دهيد پس اگر يكى از ايشان باغى باشد بر ديگرى قتال كنيد با باغى تا وقتى كه برگردد به امر خداى ، و به اتفاق امت او باغى بود پس خون او حلال باشد بدين آيه .
و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله من أعان على قتل امرئ مسلم و لو بشطر كلمة ، لقى اللّه يوم القيمة مكتوبا على جبهته آيس من رحمة اللّه « 1 » . يعنى هر كه يارى كند بر كشتن مؤمنى و اگر چه به نوشتن كلمهاى باشد ملاقات كند با خداى و حال آنكه نوشته باشد بر پيشانى او كه اين است نااميد از رحمت خداى .
و قال : من أخاف أهل المدينة إخافة ظلما فعليه لعنة اللّه و غضبه يوم القيمة ، لا يقبل اللّه صرفا و لا عدلا « 2 » . يعنى هر كه بترساند اهل مدينه را ترسانيدنى از روى ظلم پس بر اوست لعنت خداى و غضب او تا روز قيامت و خداى قبول نكند از وى برگشتن را و نه عدل را .
و معاويه عدى بن ارطاة را از قبل خود به مدينه فرستاد تا بيعت ستاند چون بر منبر رسول رفت : ام سلمه گفت : هذه بيعة ضلالة . يعنى اين است بيعت گمراهى و پسر خود عمر بن ابى سلمه را اجازت داد كه بيعت كند از خوف قتل .
عين الائمه روايت كند كه به ده وجه لعنت بر معاويه رواست .
اول ، خروج او از اطاعت امير المؤمنين .
دوم ، شمشير كشيدن او در روى امير المؤمنين .
سوم ، غصب كردن حق آن حضرت .
چهارم ، انكار اهل بيت .
پنجم ، خود را مستحق امامت شناخت .
ششم ، كتمان فضل على عليه السّلام .
هفتم ، لعنت كردن امير المؤمنين را بر سر منبرها .
هشتم ، بهتان بر آن سرور نهادن به خون عثمان .
نهم ، توليت به يزيد كافر دادن .
هامش
( 1 ) - دلائل الصدق 3 / 236 .
( 2 ) - الغدير 11 / 54 به نقل وفاء الوفاء سمهودى .