كه گفت پروردگار من روشن ساز سينهء مرا و آسان كن كار مرا و گره از زبان من بردار و مرا وزيرى كرامت كن از اهل من هارون را كه برادر من است و قوى گردان به او پشت مرا پس گفتى به تحقيق كه داده شدى حاجت خود را اى موسى و گفتى زود باشد كه قوى گردانم بازوى تو را به برادر تو پس گفت اما محمد كه برگزيده تست مىگويد پروردگارا روشن ساز سينهء مرا و بگردان براى من وزيرى از اهل من على را كه برادر من است و قوى گردان پشت مرا هنوز دعاى رسول تمام نشده بود كه آيه « انما وليكم اللّه » نازل شد « 1 » .
صدر الائمه موفق بن احمد يكى از علماى اهل سنت است روايت كند باسانيد خويش از سلمان از رسول انه قال : عليكم بعلى بن ابى طالب فإنه موليكم فاحبوه ، و كبيركم فاتبعوه ، و عالمكم فاكرموه ، و قائدكم الى الجنة فعززوه ، و اذا دعاكم فأجيبوه و اذا امركم فأطيعوه ، و احبوه بحبى ، و اكرموه بكرامتى ، ما قلت لكم فى على إلّا ما أمرنى ربى جلت عظمته « 2 » .
يعنى بر شما است كه تمسك جوئيد بر على بن ابى طالب عليه السّلام بدرستى كه او مولاى شما است پس دوست داريد او را و بزرگ شما است پس پيروى كنيد او را و داناى شما است پس گرامى داريد او را و كشنده شما است به سوى بهشت پس عزيز داريد او را و هرگاه شما را بخواند اجابت كنيد او را و هرگاه امرى كند شما را پس فرمان بريد او را و دوست داريد او را به دوستى من و گرامى داريد او را به كرامت من نگفتم شما را در حق على چيزى مگر آنكه فرمان داد مرا پروردگار من كه بزرگ است بزرگى او .
و كاتم اين نص ( كاتم حق بود قاضى القصاة ) در كتاب محيط آورد كه خلافت على ثابتتر است و محكمتر از خلافت شيخين زيرا كه خلافت او هم به نص است و هم با اختيار و خلافت ديگران به اختيار تنها ، و اما فضائل او در آخر سورهء هل اتى مبنى است بر آن حال .
طحاوى در مشگل الآثار ايراد كرد و حاكم مفسر در جلاء الابصار كه چون رسول از حجة الوداع بازگرديد على با او نبود بلكه در يمن بود رسول صلّى اللّه عليه و آله توقف كرد در غدير تا على آنجا به او رسيد رسول رداى خويش را چهار تا كرد از شدت حرارت و بر آنجا
هامش
( 1 ) - مناقب ابن شهر آشوب 3 / 6 و طرائف 1 / 65 به نقل كشاف .
( 2 ) - مناقب خوارزمى 316 بنا به نقل موسوعه امام على عليه السّلام 2 / 227 و 11 / 193 .