تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
معاويه را نيز لعنت كنند . سوم جلى ، مخطيه كه تحكيم را خطا دانند اما على عليه السّلام را امام گويند . چهارم جلى ، مرجيه‌اند و ايشان در حكمين توقف كنند و نگويند كه حق بود و نگويند كه باطل است و اين طايفه على عليه السّلام را به كمتر و ادنى مرتبه دانند اما كافر نگويند . و احمد بن حسن بن حسين البيهقى گويد كه معاويه بد كرد اما از ايمان بيرون نرفت به سبب عداوت و محاربه با على عليه السّلام . مصنف اين كتاب گويد كه معاويه خود ايمان نياورد تا از ايمان بيرون بايد شدن از عالم كفر به نفاق آمد و باز بعد از رسول به كفر بازگرديد ، و نيز على عليه السّلام نفس رسول بود و محاربه با رسول كفر است همچنين بود محاربه با على ، و نيز چنان كه پيش سنيان اهل يمامه به منع زكات از ابو بكر مرتد شدند و كافر و مستحق قتل و غارت و سبى محارب با على نيز كافر است پيش ما . پنجم جلى ، فرقهء معتزله‌اند كه از ايشان بعضى معاويه را كافر دانند و بعضى فاسق و بعضى توقف كنند و حاكم صاحب رساله مفسر او را لعنت كنند « مع ابليس و اخواة المجبرة »

فصل سوم فى الآيات التى تدل على ان معاوية واجب اللعن

بدان كه معاويه ظالم و غاصب حق اهل بيت بوده و قال تعالى :
أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
( هود 20 ) و مفترى و كاذب بود به دعوى خلافت و امامت و قال تعالى :
وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ هؤُلاءِ الَّذِينَ كَذَبُوا عَلى رَبِّهِمْ أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ
( هود 20 ) و گويند كه منبرها گواهى دهند اينانند كه دروغ بستند بر پروردگارشان آگاه باشيد كه لعنت خداى بر ظالمان است . و نيز ثابت شد چنان كه ذكر آن گذشت : و
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
( نساء 62 ) اينجا « اولى الامر » على عليه السّلام است ، به حكم عطف طاعت او واجب است چنان كه طاعت خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله واجب است ، و مخالف طاعت خدا و رسول كافر است و مستحق لعنت ، پس معاويه نيز كه مخالفت على كرد كارش به كجا انجاميد . قال تعالى :
قُلْ لِلْمُخَلَّفِينَ مِنَ الْأَعْرابِ سَتُدْعَوْنَ إِلى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ تُقاتِلُونَهُمْ أَوْ يُسْلِمُونَ فَإِنْ تُطِيعُوا يُؤْتِكُمُ اللَّهُ أَجْراً حَسَناً وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا كَما تَوَلَّيْتُمْ مِنْ قَبْلُ يُعَذِّبْكُمْ