تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧
و لا فرق بينه و بين ابرهة الحبشى ، و كدام كفر سخت‌تر از اين باشد از جهاد كردن با خداى و غزا نمودن با خانهء او كه كعبه است و هيچ فرقى نيست ميان او و ميان ابرههء حبشى . معاويه سالى به حج رفت چون فارغ شد پرسيد كه فلانه چگونه است گفت سلامت است گفت او را حاضر كنيد و نام آن زن دارمية الحجونيه بود و او سياه رنگ بود و سخت فربه شحمين و لحمين و پستان بزرگ داشت چون نزد معاويه آمد سلام كرد معاويه جواب بازداد و گفت : كيف حالك يا أمة حام زن گفت من حامى نيستم بلكه از بنى كنانه‌ام . معاويه گفت : راست گفتى پس دانى تو را براى چه خوانده‌ام گفت نه گفت خواستم كه از تو بپرسم به چه چيز على را دوست مىدارى و مرا دشمن موالات تو با او معادات تو با من از كجا افتاد . دارميه گفت مرا عفو كن معاويه گفت فائده ندارد جواب من بگوى . زن گفت چون الحاح مىكنى : فانى احببت عليا على عدله فى الرعية و قسمته بالسوية ، و أبغضك على قتالك مع من هو اولى بالامر منك و طلبك ما ليس لك ، و واليت عليا على ما عقد له رسول اللّه من الولاية ، و حبه للمساكين و اعظامه لاهل الدين ، و عاديتك على سفك الدماء و شق العصا . يعنى به درستى كه دوست دارم على را بر عدل او در ميان رعيت و قسمت او بسويه و دشمن دارم تو را بر قتال تو با كسى كه اولى است به تو به امارت و بر طلب تو چيزى را كه نه از تست و موالات كردم با على به آنچه بسته رسول خداى براى او و از ولايت و محبت او مر مساكين را و تعظيم او مر اهل دين را و دشمنى كردم با تو بر ريختن خونها و مخالفت با اهل اسلام . معاويه چون اين سخن بشنيد برنجيد و گفت : هذا بهند و اللّه يضرب المثل . يعنى بزرگى . . . و كفل و پستان و فربهى اندام در عرب بهند مثل زنند و هند مادر معاويه است . دارميه در خشم شد ، معاويه گفت يا دارميه در خشم مرو كه من در خير خواستم چون سرين بزرگ شد نشستن آسان بود و بزرگى پستان كثرت غذاى ولد باشد . باز معاويه گفت هرگز على را ديدى گفت ديدم . گفت كلام او شنيدى . گفت شنيدم گفت چگونه بود آن كلام گفت : و اللّه يجلوا القلوب من العمى كما يجلوا الزيت . بدرستى كه كلام او دل را جلا دادى چنان كه روغن زيتون خانهء تاريك را . گفت « صدقت » . پس گفت حاجتى دارى دارميه گفت اگر بگويم حاجتم را روا كنى گفت روا كنم دارميه گفت صد شتر سرخ موى بده با محل و راعى و اسباب آن معاويه گفت بدان شتران