تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
دفوف مىزدند « صدق رسول اللّه البغض يتوارث » عداوت از پدران به ميراث رسيد به دختران . دختر امير المؤمنين ام كلثوم از اين حال خبردار شد روى بپوشيد و به خانهء حفصه او را بديد خجل شد و نامهء عايشه را بدريد و از آن فعل عذرى خواست . ام كلثوم گفت امروز تو و عايشه متظاهر شديد به قتل پدر من و پيش از اين با پدران خود متظاهر بوديد بر قتل رسول حق تعالى كيد شما كفايت كرد كما قال تعالى :
وَ إِنْ تَظاهَرا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَ جِبْرِيلُ وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ
( تحريم 4 ) پس گفت ظلم تو و عايشه و پدران شما بر خاندان ما قديمى است « 1 » . ام الفضل مادر ابن عباس چون عايشه از منزل بيرون رفت نامه‌اى نوشت و بدست مردى داد از جهينه و گفت شتر را نيك بران و اين نامه را به على رسان و اگر تو را شتر بميرد عوض آن بر من است آن مرد نامه ببرد و به على داد و خروج عايشه را بر خلق اعلام كرد . على عليه السّلام خطبه‌اى خواند و حمد و ثناى خداى تعالى بگفت و درود بر رسول گفت و فرمود بدانيد كه خلافت و نيابت رسول حق من بود و از من به غضب ستده بودند و من ترسيدم كه ميان امت تفرقه افتد خاموش شدم بدين سبب آن را كاره مىبودم و اول از كسانى كه بيعت بر من كردند طلحه و زبير بودند امروز نكث عهد كردند و عايشه را بر شتر نشانده به حرب من مىآورند بايد كه فردا اينجا حاضر شويد « 2 » . چهار صد و هفتاد مرد از مهاجر و دويست و سى مرد از انصار در خدمت او بودند و سهل بن حنيف را بر مدينه امير كردند . و امير المؤمنين آن روز استعداد مىكرد تا به قتال معاويه رود على عليه السّلام خطبه بخواند و ترغيب مدنيان كرد به قتال طلحه و اتباع او جمله گفتند سمعا و طاعة . حجاج بن عريه انصارى برخاست و گفت من با اين شمشيرى كه دارم در خدمت رسول حرب كردم امروز به دوستى خدا و رسول به آن جماعت كه با على نكث عهد كردند
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 14 / 227 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 1 / 225 و ارشاد مفيد 1 / 245 و بحار 32 / 11 - 112 كه در بحار اسم ام الفضل آمده است .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 511 | عماد الدين حسن بن علي الطبري