اختلاف كردند بعد از آنكه آمد به ايشان حجتها اختلاف و افتراق طوايف بدين آيه باطل و حق يكى را :
فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ
( يس 32 ) يعنى چيست بعد از حق مگر گمراهى .
و حق تعالى فرمود :
وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
( نساء 84 ) يعنى اگر قرآن از پيش غير خدا بودى بايستى كه در او اختلاف بسيار بودى .
و گويند رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اختلاف أمتى رحمة « 1 » . از جمله عجائب است كه اختلاف امت رحمت است و اتفاق امت رحمت نيست و به اتفاق سخط نيست و فى الحديث : من حكم فى وزن عشرة دراهم فأخطأ حكم اللّه ، يجيء يوم القيمة مقطوعا يداه « 2 » ، هر كه حكم كند به ده درهم پس خطا كند در حكم خدا بيايد روز قيامت دستها بريده .
و نقيض اين روايت كنند صحت اجتهاد را كه : اذا اجتهد الحاكم فأخطأ فله أجر ، و اذا اجتهد و أصاب فله أجران « 3 » يعنى هر كه اجتهاد كند و خطا كند او را اجرى باشد و هر كه اجتهاد كند و صواب كند او را دو اجر باشد ، و گويند ( كل مجتهد مصيب ) يعنى هر مجتهدى صواب بيننده است .
عجب خطاها و تناقضات ائمهء ايشان و جهل ايشان بر عالميان مخفى نبود اين حديثها به دروغ افترا كردند و ضلالت خويشتن را .
عجب ! اگر در همهء عالم هر يكى اجتهادى بكند و قولى تقرير كند در يك مسأله آن را مصيب دانند الّا ائمهء شيعه و علماى شيعه چون امام زين العابدين و محمد باقر و جعفر صادق و موسى بن جعفر و على بن موسى و امثال ايشان عليهم السّلام با آن كه خاندان عصمت و طهارتاند از اهل بيت نبوتاند قول ايشان در هيچ عقدى نياورند .
اما عجب كارى بود كه اجتهاد بازارى حقست و اجتهاد امام صادق عليه السّلام كه او را چهار هزار راوى معتبر بودند كه از ايشان بايزيد بسطامى و ابو حنيفه كوفى است باطل ( سبحان اللّه ما أعظم هذا العداوة لهذه الضلالة مع عترة الرسول ) يعنى چه بزرگ گردانيده عداوت اين طائفه گمراه را با عترت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله .
هامش
( 1 ) - كنز العمال ح 28686 بنا به نقل ميزان الحكمة ح 4843 .
( 2 ) - دعائم الاسلام قاضى نعمان مصرى بنا به نقل مستدرك الوسائل 17 / 325 .
( 3 ) - كنز العمال 14597 بنا به نقل ميزان الحكمة ح 16866 .