وپس از رفتن ايشان ، طايفهاى از بنى أسد بيامدند وبر ايشان نماز گزاردند وايشان را به خاك سپردند .
ما روضة الّا تمنّت انّها * لك حفرة ولخطّ قبرك مضجع « 1 »
أيقظت أجفانا وكنت لها كرى * وانمت عينا لم تكن بك تهجع « 2 »
وعمر ساير سران را كه جمله هفتاد واند بود ، در ميان قبايل تفرقه كرد تا بدان نزد عبيد اللّه تقرّب جويند وعطيّت وجايزه گيرند ! « 3 » وروز ديگر از عاشورا جانب كوفه گرفت وحريم آل رسول را همه گشادهروى پريشان موى بر شتران برهنه برنشاند . وامام علىّ بن الحسين را زنجير نهادند وهر دو پاى مبارك أو را در زير شكم شتر ببستند وبر صفت أسيران روم وترك ايشان را براندند .
يصلّى على المبعوث من آل هاشم * ويغزى بنوه انّ ذا لعجيب « 4 »
چون به كوفه نزديك شدند ، مردم به نظّارهء ايشان بيرون دويدند . زنى از نظّارگيان « 5 » پرسيد : شما أسيران از كدام خاندانيد ؟ گفتند : از خاندان نبوّت وعترت رسوليم . زن برجست ومقنعه وإزاري چند بياورد وبر ايشان تفرقه كرد . ومردم كوفه را از آن حالت اختيار نماند وچشمهاى ايشان خيره گشت وبر كردهء خويش پشيمان شدند وجزع وزارى كردند وانگشت ندامت همىخاييدند . « 6 » امام علي بن الحسين مىفرمود :
چون شما بر ما مىگرييد ؟ پس ما را كه كشت ؟ !
بشير اسدى گويد : من در زينب دختر على همىنگريستم وبه خداى كه هيچ زن
هامش
( 1 ) . هيچ باغ سرسبزى نيست جز آنكه آرزومند است كه تو را در خود جاى دهد وآرامگاه تو آنجا باشد .
( 2 ) . چشمهايى ( پلكهايى ) را بيدار كردى كه آنها را خواب بودى وچشمى را خوابانيدى كه با بودن تو به خواب نمىرفت .
( 3 ) . اللهوف ص 190 ؛ وقعة الطف ص 258 ؛ ارشاد ص 243 ؛ الفتوح ص 914 .
( 4 ) . بر پيامبرى كه از دودمان هاشم مبعوث شد درود ( صلوات ) فرستاده مىشود ، در حالي كه فرزندانش مورد هجوم وقتال واقع مىشوند ، هرآينه اين شگفت است .
( 5 ) . تماشاگران
( 6 ) . خاييدن : جويدن