ناكسان اسيرند ودشمن ودوست بر حال ايشان همىگريد وآسمان وزمين از جزع ايشان مضطرب شده .
غارت خيمهها
وچون نالهء زنان بلند گشت ، عمر فرمان داد تا خيمههاى آل رسول را آتش زنند ، مگر « 1 » يكى به تعرض برخاست وگفت : گويى كشتن حسين وياران أو تو را بس نبود كه به سوختن زنان وكودكان همىگويى ! همانا چنان خواهى كه زمين بر ما فرو رود ويا آسمان بر ما سنگ ببارد ؟
عمر بدين سخنان التفاتى نكرد وخيام مباركه وآنچه در آن بود بسوختند .
زنان وكودكان سراسيمه ، گشاده روى وپريشان موى بيرون دويدند وچون بنات نعش « 2 » به هر سوى پراكنده شدند . خاتون عرب زينب گويد : من بر بالين امام علىّ بن الحسين بودم وأو بيمار بود وبر بستر افتاده ، ناگاه مخذولى كبود چشم درآمد وآن بستر دركشيد وعلى به روى افتاد . آن مخذول به من نگريست ومرا دو گوشوار بود .
أو آن گوشوار بيرون مىكرد ومىگريست . گفتم : مرا غارت مىكنى ومىگريى ؟ ! گفت :
نه آخر دانم كه دختر بتول واز خاندان رسولي واگر من نبرم ديگر كس خواهد برد ! « 3 »
فاطمة بنت الحسين گويد : من بر در سراى ايستاده بودم وپدر وياران را
هامش
( 1 ) . همانا
( 2 ) . بنات نعش : بنات جمع بنت يعنى دختر ، نعش : تابوت ، تخت مريض . در اصطلاح نجومى به دو شكل فلكى معروف يعنى دبّ أكبر ودبّ أصغر گويند . چهار ستاره رأس كه به صورت مربع مىباشد ، به اين جهت آن چهار تا را نعش گفتهاند كه شبيه تخت چهارگوش است وسه ستارهء دم آن را دختران آنها خواندهاند . وچون با هم فاصلهء بسيار دارند لذا در وصف پراكنده شدن وهر يك به سويى رفتن به كار مىرود .
ر . ك : لسان العرب ابن منظور ج 14 / 202 ، دار احياء التراث ، بيروت ، چاپ أول ، 1408 ه .
( 3 ) . امالى صدوق ص 99 مجلس 31 ؛ سير أعلام النبلاء ذهبي ج 3 / 204 ؛ سالار كربلا ( ترجمه مقتل مقرّم ) ص 478 .