همىسرايند . در چنين حالت ، آن ناكسان بىباك ، بر آن شخص يگانه ونور پاك از هر سوى مىتاختند ووقاحتها مىنمودند .
ذرعة بن شريك شمشيرى بر دست چپ أو زد . عمرو بن خليفه تيرى بر سينهء أو نشاند . صالح بن وهب نيزه بر تهيگاه أو كشيد . عمر سعد ، أسب بر سر أو دوانيد وياران خويش را گفت : فرود آييد وسر أو برگيريد .
ودر اين حال عبد اللّه بن الحسن كه طفلى يازدهساله بود ، از خيمه بيرون دويد وپردگيان حرم نتوانستند أو را نگاهداشت وأو در وقت شهادت پدر ، طفلى رضيع « 1 » بود ودر دامان عمّ بزرگوار پرورش يافته وامام عليه السلام به ديدار أو بسى مستأنس « 2 » بود . چون فرارسيد ، امام أو را در كنار گرفت . ابحر بن كعب شمشيرى بر امام فرود آورد . عبد اللّه دست خويش وقايهء عمّ بزرگوار كرد وآن شمشير ، ساعد شريف أو با پوست بياويخت . عبد اللّه فرياد برداشت : وا عمّاه ! امام أو را در آغوش كشيد وتسليت مىداد وهم در آن حالت حرملة بن كاهل أو را به تيرى نشانه كرد وگويند مخذولى گريبان أو بگرفت واز آغوش امامش بيرون كشيد وهم فرا روى أو سر مبارك أو جدا كرد . « 3 »
أبو مخنف گويد اوّل كس از آن قوم لئيم كه بر اين قصد سوء مبادرت جست ، شبث بن ربعي بود . چون فرارسيد ، امام بدو نگريست ، شبث شمشير بينداخت وبازگشت وهمىگفت : معاذ اللّه ! هرگز اين نكند اى حسين كه من خداى را با خون تو ملاقاة كنم .
سنان بن انس بر أو ملامت كرد كه تو را از كشتن حسين چه بازداشت ؟ گفت : چون بدو نزديك شدم در من نگريست . گويى هر دو چشم رسول را نگريستم ومرا شرم
هامش
( 1 ) . رضيع : شيرخوار
( 2 ) . علاقهمند ، مأنوس
( 3 ) . وقعة الطف ص 254 ؛ ارشاد ص 241 ؛ طبري 3 / 333 ؛ اللهوف ص 173 ؛ بحار الأنوار ج 45 / 53 ؛ أعيان الشيعة ج 1 / 609 ؛ الكامل في التاريخ ج 2 / 571 ؛ مثير الأحزان ص 39 .