خير گفت وبه بازگشت أو فرمود .
جنادهء انصارى پيش تاخت واين رجز خواند :
انا جناد وانا بن الحارث * لست بخوّار ولا بناكث « 1 »
عن بيعتي حتّى يرثني وارثى * اليوم شلوى في الصعيد ناكث « 2 »
وز آن پس عمرو بن جنادة از وى پيش دويد واين چند بيت فرو خواند :
اضق الخناق من ابن هند وارمه * من عامه بفوارس الأنصار « 3 »
ومهاجرين مخضّبين رماحهم * تحت العجاجة من دم الكفّار « 4 »
خضبت على عهد النّبى محمّد * فاليوم تخضب من دم الفجّار « 5 »
واليوم تخضب من دماء أراذل * رفضوا القرآن لنصرة الأشرار « 6 »
طلبوا بثارهم ببدر إذ أتوا * بالمرهفات وبالقنا الخطّار « 7 »
واللّه ربّى لا أزال مضاربا * في الفاسقين بمرهف بتّار « 8 »
هذا على الازدىّ حقّ واجب * في كلّ يوم تعانق وكرار « 9 »
عابس بن شبيب الشاكرى رحمه اللّه بازآمد وبر امام سلام داد وگفت : به خداى قسم كه بر روى زمين مرا محبوبتر وعزيزتر از تو كسى نيست واگر گرامىتر از جان خويش
هامش
( 1 ) . من جنادة پسر حارث انصاريم نه ضعيفم وپيمانشكن .
( 2 ) . بر بيعت خود ثابت رأى هستم تا به وارث خود ارث نهم وامروز اعضاى بدنم در اين زمين شكسته خواهد شد .
( 3 ) . امروز گلوى پسر هند را با سواران دلير أنصار بفشار .
( 4 ) . وبا مهاجرين وانصارى كه زير غبار ميدان جنگ با خون كافران نيزههاى خود را خضاب كردهاند .
( 5 ) . در زمان رسول أكرم نيزهها با خون مشركان خضاب شد وامروز با خون ظالمان خضاب مىشود .
( 6 ) . فرومايگانى كه قرآن را رها كردند وبراي نصرت أشرار بپاخاستند .
( 7 ) . براي گرفتن انتقام از كشتگان بدر ، تيغ ونيزه به دست گرفتند .
( 8 ) . به خداى يكتا پروردگار من سوگند كه دائما شمشير خود را بر فرق سر فاسقان به سختى مىكوبم .
( 9 ) . واين حق بر ذمهء جنگاور بنى أزد واجب است ، در روزى كه دست به گردن خصم مىافكند وپىدرپى بر أو هجوم مىآورد .