تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
حقا وأنمى منكم واعذر « 1 »
وكشش وكوششى عظيم كرد . مخذولى از بنى تميم به طعن نيزه‌اش بيفكند وچون خواست بپاىخيزد ، حصين بن نمير شمشيرى بر فرق أو زد كه بر جاى بازماند . حالي تميمي سر أو از بدن جدا كرد وخاطر مبارك امام را از واقعهء أو ملامتى عظيم روى نمود وآثار انزجار وانكسار از گونهء همايونش مشاهدت رفت وهمىفرمود : عند اللّه احتسب نفسي وحماة أصحابي . « 2 » مگر تازه جوانى را پدر در آن ملحمه كشته شده مادر بدو گفت : چه نشينى ؟ ! خيز وفرا روى پسر رسول خداى مقاتلت جوى . پسر فرمان برد وجانب آن قوم روان گشت . امام بفرمود : هم ايدون « 3 » اين جوان را پدر كشته گشت وباشد كه مادر أو را محاربت أو ناخوش بود . جوان گفت : همانا مادر مرا بر اين محاربت فرمود واين چند بيت برخواند :
أميري حسين ونعم الأمير * سرور فؤاد البشير النّذير « 4 »
علىّ وفاطمة والداه * وهل تعلمون له من نظير « 5 »
له طلعة مثل شمس الضّحى * له غرّة مثل بدر منير « 6 »
وچون أو را بكشتند ، سر أو جدا كردند وبه جانب مادر افكندند . وأو آن سر ببوسيد وببوييد وبر مخذولى بپرانيد ، بدان صفت كه أو را بكشت وعمود خيمه برداشت وبا آن قوم در مجالدت آمد ودو تن از آن مخاذيل بكشت . امام بر أو دعاى
هامش
( 1 ) . وبه حق از شما بارشدتر وباتقواتريم . ( 2 ) . خودم وأصحاب وفادارم را نزد خدا احتساب مىكنم . طبري ج 3 / 327 ؛ وقعة الطف ص 231 . ( 3 ) . اكنون ، چنين ( 4 ) . أمير ورئيس من حسين است وچه نيك أميري ! كه نشاط دل پيامبر مژده دهنده وبيم رساننده است . ( 5 ) . على وفاطمه والدين اويند وآيا مانند أو كسى را مىشناسيد ؟ ( 6 ) . أو را فروغى است چون نور خورشيد وروشنايى وپرتوى است چون قرص ماه شب چهارده پرنور .