قيس بن أشعث گفت : آنچه تو گويى ندانيم ، فرمان پسر عمّ خويش يزيد بپذير وبر حكم أو فرود آي كه ايشان آن كنند كه تو را پسند افتد .
فرمود : لا واللّه بدين مذلّت تن در ندهم وچون بندگان نگريزم .
يا عباد الله إنّى عذت بربّى وربّكم أن ترجمون « 1 » وأعوذ بربّى وربّكم من كلّ متكبّر لا يؤمن بيوم الحساب . « 2 »
آنگاه شتر خويش بخوابانيد وعقبة بن سمعان را فرمود تا أو را شكال « 3 » برنهد وذو الجناح « 4 » بخواست وبرنشست وپيش دوانيد وفرمود : دم فرو بنديد وگوش فرا داريد . هرآينه شما را بر سبيل سداد « 5 » وآيين رشاد همىخوانم ، پس اگر فرمان بريد ، از رستگاران باشيد ، واگر سر زنيد وعصيان ورزيد ، خود را به هلاك افكنده باشيد وشما همه حق من ضايع گذاشتيد وبه سخن من اعتبار نكرديد . هرآينه به حرام برآمدهايد وبر دلهاى شما مهر ضلالت برنهادهاند . نه آخر چرا انصاف من ندهيد وچرا از سخن من اعتبار نگيريد ؟ « 6 »
همگان يكديگر را ملامت كردن گرفتند ودم فروبستند .
آنگاه به آواز بلند ، خطبهء ديگر كرد وخداى سبحانه را بستود وبر رسول وآل أو درود فرستاد وفرمود :
تبّا لكم أيّتها الجماعة وتعسا « 7 » لكم وبؤسا حين استصرختمونا ولهين
هامش
اى شبث ، اى حجار ، اى قيس ، اى يزيد ! آيا براي من ننوشتيد كه : ميوهها رسيده ، پيرامون سرسبز شده ولشكرى مهيّا در انتظار توست ؟
( 1 ) . الدخان : 20 .
( 2 ) . غافر : 27 ( متخذ از اين دو آية است ) .
( 3 ) . زانوبند
( 4 ) . نام أسب حضرت
( 5 ) . راه راست واستوار
( 6 ) . تاريخ طبري ج 3 / 318 ؛ ارشاد ص 234 ؛ وقعة الطف ص 206 ؛ بحار الأنوار ج 45 / 6 .
( 7 ) . اللهوف ص 155 : ترحا واين اصحّ است .