ششم شخص اسلام است ودر جملهء مبشّرين به بهشت معدود . وخود أو در قبول حرب وبه استعفا از عمل رى ، همهء شب انديشمند بود . سحرگاهان شنيدندش كه مىگفت :
فو اللّه ما ادرى وانّى لحائر * افكّر في امرى على خطرين « 1 »
أأترك ملك الرّىّ والرىّ منيتي * أم أصبح مأثوما بقتل حسين « 2 »
حسين ابن عمّى والحوادث جمّة * لعمري ولى في الرىّ قرّة عين « 3 »
وانّ اله العرش يغفر زلّتى * ولو كنت فيها اظلم الثقلين « 4 »
ألا انّما الدّنيا لخير معجّل * وما عاقل باع الوجود بدين « 5 »
يقولون انّ اللّه خالق جنّة * ونار وتعذيب وغلّ يدين « 6 »
فان صدقوا فيما يقولون انّنى * أتوب إلى الرحمن من سنتين « 7 »
وان كذبوا فزنا بدنيا عظيمة * وملك عقيم دائم الحجلين « 8 »
گويند چون اين چند بيت فرو خواند ، يكى بانگ برداشت وگفت :
ألا ايّها النّغل الذي خاب سعيه * وراح من الدّنيا ببخسة عين « 9 »
ستصلى جحيما ليس يطفى لهيبها * وسعيك من دون الرّجال بشين « 10 »
هامش
( 1 ) . سوگند به خدا نمىدانم وسرگردانم ودر دو امر مهم انديشه مىكنم .
( 2 ) . آيا سرزمين رى را فروگذارم كه آرزوى من است يا به كشتن حسين گنهكار شوم ؟
( 3 ) . حسين پسر عموى من است وحوادث انبوه است . سوگند كه در اين كار ، رى چشمروشنى من است .
( 4 ) . خداى عرش از خطاى من در مىگذرد ، هرچند در آن ستمكارترين جن وانس باشم .
( 5 ) . بهوش كه دنيا سود نقد است . هيچ خردمندى نقد را به نسيه نمىفروشد .
( 6 ) . گويند : خدا بهشت ودوزخ وعذاب وپند را آفريده است .
( 7 ) . اگر راست گويند من دو سالى را به سوى آن مهربان بازخواهم گشت . ( توبه خواهم كرد ) .
( 8 ) . اما اگر دروغ گويند به مالي كلان وملكي سترون ودائم خواهيم رسيد .
( 9 ) . هان اى زشتسيرتى كه تلاش أو نافرجام مانده واز دنيا با چيز بىارزش رفته است .
( 10 ) . بزودى به چنان آتشى درافتى كه شرارهاش خاموش نشود وتلاش تو بر خلاف مردان ، حاصلش ننگ است .