تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيض الدموع شرح زندگانى و شهادت امام حسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
عمل راند . « 1 » عبيد زياد به امام عليه السلام نامه كرد كه مرا رسيد كه به كربلا فرود آمده‌اى وأمير المؤمنين يزيد با من نوشته است كه بر بستر نرم نياسايم وسيرى نگزينم تا تو را به خداى لطيف وخبير نرسانم . مگر آن كه به حكم من وحكم أو بازگردى ! « 2 » چون امام اين نامه بخواند ، فرو افكند وفرمود : « لا أفلح قوم اشتروا مرضاة المخلوق بسخط الخالق » . يعنى هرگز رستگار نشوند آن قوم كه رضاى مخلوق آرند وسخط خالق خرند . بريد عبيد اللّه جواب نامه خواست ؛ امام فرمود : نامهء أو را جواب نبود كه كلمهء عذاب بر أو سزا گشته . چون عبيد اللّه اين پاسخ بشنيد در خشم شد وروى جانب عمر بن سعد كرد وگفت : تو را به جانب حسين بايد رفت ومهمّ أو كفايت بايد كرد « 3 » وروزى دو از اين پيش ، « 4 » ولايت رى به أو گذاشته بود وعهد داده . عمر از قبول اين امر تجافى « 5 » جست واز پسر زياد عفو خواست . عبيد اللّه گفت : من ولايت رى به كسى دهم كه مهمّ حسين كفايت كند ، ناچار تو را جانب أو بايد رفت وخون أو بايد ريخت ، وگرنه دل از ولايت رى بايد برداشتن وطمع دركشيدن . « 6 » عمر گفت : پس مرا يك امشب مهلت بايد تا در اين باب خوض « 7 » كرده شود وشرط رويت « 8 » ملحوظ افتد . شبانگاه ، پسران مهاجر وأنصار بر أو فرآهم شدند وأو را بر قبول اين مهم ملامت كردند وگفتند : اى پسر سعد ! چگونه به حرب پسر رسول خداى روى وپدر تو سعد
هامش
( 1 ) . الفتوح ص 885 . ( 2 ) . الفتوح ص 885 . ( 3 ) . كناية از اين است كه اين مشكل را حل كنى وأو را به قتل برسانى . ( 4 ) . دو روز پيش . ( 5 ) . پهلو تهى كرد ، شانه خالى كرد . ( 6 ) . رها كردن ( 7 ) . در فكر فرو رفتن ( 8 ) . انديشيدن ، تأمل وتدبّر