يا دهر أفّ لك من خليل * كم لك بالإشراق والأصيل « 1 »
من طالب بحقّه قتيل * والدّهر لا يقنع بالبديل « 2 »
وكلّ حىّ سالك سبيلي * ما أقرب الوعد من الرحيل « 3 »
وانّما الامر إلى الجليل * سبحان ربّى ما له مثيل « 4 »
علىّ بن الحسين عليه السلام گويد : من چون اين ابيات را بشنيدم ، مرا گريه در گلو گرفت وبر حسب طاقت ، خويشتن نگاهداشتم ، ولى عمّهام زينب را زمام طاقت از دست رفته بود ، جزع وزارى آغاز كرد ودامنكشان « 5 » جانب حسين آمد وهمىگفت : اى برادر من واى نور دو ديده واى جاىنشين گذشتگان وجمال بازماندگان !
امام بدو نگريست وفرمود : اى خواهر ! شيطان رجيم ، حلم تو را نبرد . أهل آسمانها همه نيست شوند وخاكيان نمانند « كلّ شئ هالك الّا وجهه له الحكم واليه ترجعون » . « 6 »
پدر ونياى من كه بسى به از من بودند برفتند ومرا وديگر مؤمنان را بديشان تأسّى « 7 » بايد كرد . زينهار چون من كشته شوم گريبان بر من چاك نزنى وروى نخراشى وموى نپراكنى .
حرّ بن يزيد به عبيد زياد نامه كرد كه حسين بن علي به زمين كربلا فرود آمد ومرا ياراى مقاتلت أو نيست . أمير با رأى « 8 » خويش آيد وبدانچه صلاح حال خويش داند
هامش
( 1 ) . اى روزگار ! عجب بد دوستى ورفيقي هستى تو ، وچه بسيار در هر طلوع وغروب .
( 2 ) . حقّجويانى را مىكشى ، وهرگز به جانشين ديگرى قانع نيستى .
( 3 ) . هر زندهاى راه مرا خواهد پيمود وچه وعدهء كوچيدن از اين دنيا نزديك است !
( 4 ) . واين رحلت به سوى رب جليل ومنزّهى است كه هيچ مثل ومانندى ندارد .
( 5 ) . آرام آرام
( 6 ) . هر چيزى نابود شود مگر وجه خدا ، همهء أمور به دست اوست وبه سوى أو برمىگردد . القصص : 88 .
( 7 ) . اقتدا
( 8 ) . عزم