سرزمين كربلا
چون به نينوا رسيدند ، ناگاه سواري بيامد بر شترى گزيده وسليح در پوشيده وكمانى به دوش افكنده . وبر حرّ سلام كرد ونامهاى از عبيد اللّه بدو داد كه : چون اين نامه به تو رسد ، بر حسين بن علي سختگير وأو را بدان زمين كه از آب وگياه بركنار بود فرود آر ومن رسول خويش را بفرمودم تا ديدبان تو باشد وچون فرمان من به امضا « 1 » رسانى ، مرا بازگويد .
حر آن نامه بر أبو عبد اللّه وياران أو فرو خواند وبر ايشان سخت گرفت كه هم بدان جاى فرود آيند وخيمهها راست كنند .
زهير بن القين گفت : يا بن رسول اللّه ! چنان دانم كه اين كار بر ما سختتر شود واين ساعت ، مقاتلت اين جمع آسانتر نمايد كه از اين پس جمعى بر ما فراز آيند كه ما را توان ايشان نباشد .
امام فرمود : مرا بر قتال ايشان سبقت نبايد كرد ، تا حجّت بر ايشان تمام آيد ، وبفرمود تا رحل بينداختند « 2 » وخيمهها برافراشتند ، وذلك يوم الخميس ، الثاني من المحرّم سنة احدى وستّين . « 3 »
هامش
( 1 ) . تأييد واجرا كنى .
( 2 ) . بار بنهادند .
( 3 ) . آن روز ، روز پنجشنبه دوم ماه محرّم سال 61 هجرى بود .