گرفت و با گروهى كه به دنبال وى بودند به جانب قبرستان بقيع حركت كرد و به همراهانش گفت : از طرف خدا مأمورم كه براى اهل بقيع طلب آمرزش كنم . هنگامى كه گام به بقيع نهاد ، بر اهل قبور سلام كرد و سخنان خود را چنين آغاز كرد : سلام من بر شما اى كسانى كه زير خاك قرار گرفتهايد . حالتى كه در آن قرار داريد ، بر شما خوش و گوارا باد . فتنهها مانند پارههاى شب تاريك ، روى آورده و يكى به ديگرى پيوسته است . سپس براى اهل بقيع طلب آمرزش كرد . بعدا رو به على عليه السّلام كرد و گفت : كليد گنجهاى دنيا و زندگى ممتد در آن را به من عرضه داشتهاند و مرا ميان آن و ملاقات پروردگار و دخول به بهشت ، مخير ساختهاند ، ولى من ملاقات پروردگار و ورود به بهشت را ترجيح دادهام . « 1 »
فرشتهء وحى ، هر سال قرآن را يك بار به من عرضه مىداشت ، ولى امسال دو بار آن را برايم عرضه داشت و جهتى ندارد جز اينكه اجلم فرا رسيده است . « 2 »
كسانى كه به جهان آفرينش از ديدگاه مادىگرى مىنگرند و دايرهء هستى را چيزى جز ماده و آثار آن نمىدانند ، شايد در اين باره ترديد ورزند و با خود بگويند : چگونه مىتوان با ارواح سخن گفت ؟ و چگونه مىشود با آنها ارتباط برقرار ساخت ؟ چه طور انسان مىتواند از مرگ خود آگاه گردد ؟ اما اين موضوع براى كسانى كه حصار مادىگرى را شكستهاند و به وجود روان مجرد از بدن عنصرى معتقدند ، هرگز ارتباط با ارواح را انكار نكرده « 3 » و آن را كاملا امرى ممكن و واقعى تلقى مىكنند .
پيامبرى كه با عالم وحى و عوالم ديگر مجرد از ماده و مصون از خطا مربوط است ، به طور مسلم مىتواند از فرا رسيدن اجل خود به فرمان خدا گزارش دهد .
هامش
( 1 ) . به نقل نويسندگان الطبقات و غيره رو به « ابى مويهبه » نمود .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 204 و بحار الانوار ، ج 22 ، ص 466 .
( 3 ) . ولى همانطور كه در بحثهاى مربوط به ارتباط با ارواح نيز گفته شده است ، هرگز نبايد به قول هر مدعى در اين باره گوش داد و به قول معروف « نه هر كه آئينه سازد سكندرى داند » . براى آگاهى از غيب و ارتباط با جهان ارواح به كتابهاى آگاهى سوم و اصالت روح از نظر قرآن مراجعه بفرماييد .