موقعيت خلافت امير مؤمنان و اهل بيت خود را به طور كتبى تحكيم كرده ، سندى زنده دربارهء موضوع خلافت به يادگار بگذارد .
از اين رو ، روزى كه سران صحابه براى عيادت آمده بودند ، كمى سر به زير افكند و مقدارى فكر كرد ؛ سپس رو به آنان كرد و فرمود : كاغذ و دواتى براى من بياوريد تا براى شما چيزى بنويسم كه پس از آن گمراه نشويد . « 1 » در اين لحظه ، خليفهء دوم سكوت مجلس را شكست و گفت : بيمارى بر پيامبر غلبه كرده ، قرآن پيش شما است ، كتاب آسمانى ما را كافى است .
دربارهء نظر خليفه گفتوگو شد : گروهى با وى مخالفت كرده ، گفتند حتما بايد دستور پيامبر اجرا گردد . برويد قلم و كاغذى بياوريد تا آنچه مورد نظر اوست ، نوشته شود و برخى جانب خليفه را گرفتند و از آوردن قلم و دوات جلوگيرى كردند .
پيامبر از اختلاف و سخنان جسارتآميز آنان سخت ناراحت شد و گفت : برخيزيد و خانه را ترك كنيد .
ابن عباس ، پس از نقل اين واقعه مىگويد : بزرگترين مصيبت براى اسلام اين بود كه اختلاف و مجادله گروهى از صحابه ، مانع از آن شد كه پيامبر نامهء مورد نظر خود را بنويسد . « 2 »
اين واقعهء تاريخى را ، گروهى از محدثان و مورخان سنى و شيعه نقل كرده و از نظر فن حديثشناسى در عداد روايات معتبر و صحيح مىدانند . چيزى كه هست ، غالبا ، محدثان اهل تسنن ، گفتار عمر را نقل به معنا كرده و متن عبارت جسارتآميز او را بازگو ننمودهاند . ناگفته پيداست خوددارى از نقل عبارت او ، نه براى اين است كه بيان جسارت ، خود نيز يك نوع جسارت به آستان مقدس پيامبر است ، بلكه تصرف در
هامش
( 1 ) . ايتونى بدواة و صحيفة أكتب لكم كتابا لا تضلّون بعده . ناگفته پيدا است منظور اين بود كه نامه را املا كند و يكى از دبيران آن حضرت بنويسد ، و گرنه نه پيامبر اسلام تا آخرين لحظهء زندگى قلم بدست نگرفته و خطى ننوشته بود . براى توضيح بيشتر به كتاب در مكتب وحى به قلم نگارنده مراجعه بفرماييد .
( 2 ) . صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 22 ، و ج 2 ، ص 14 ؛ صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 14 ؛ مسند احمد ، ج 1 ، ص 325 ، و الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 244 .