تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 950

مساهمون:

ص٩٥٠
دستورهاى آن ، چيزى نيست . » كسانى كه در انجام دستورهاى اسلام ، راه تبعيض را پيش مىگيرند و هر جا كه آن را مخالف خواسته‌هاى درونى خود مىيابند ، فورا زبان به اعتراض گشوده و به بهانه‌هاى مختلفى از آن شانه خالى مىكنند ، چنين گروهى فاقد انضباط اسلامى بوده و داراى تسليم واقعى - كه اساس و ريشهء اسلام است - نيستند . فرماندهى جوان نورسى به نام « اسامة بن زيد » كه بيش از بيست « 1 » سال نداشت ، گواه زندهء گويايى براى موضوع ما است ، زيرا رياست وى بر گروهى از صحابه كه از نظر سن چند برابر او بودند ، بسيار سخت و گران آمد . آنان ، زبان به طعن و اعتراض گشودند و سخنانى گفتند كه همگى حاكى از فقدان روح تسليم و نداشتن انضباط سربازى در برابر فرمانده كل قواى اسلام « پيامبر » بود . محور گفتار آنان اين بود كه پيامبر ، جوان كم سنى را بر بزرگى از صحابه فرمانده قرار داده است . « 2 » ولى آنان از نكات و مصالح ارزندهء اين كار غافل بوده و همهء كارها را با عقل كوچك خود سنجيده و با مقياس‌هاى شخصى خود ، اندازه‌گيرى مىكردند . با اينكه آنان از نزديك احساس مىنمودند كه پيامبر در بسيج كردن اين سپاه مىكوشد ، ولى دست‌هاى مرموزى حركت سپاه را از لشكرگاه « جرف » به تأخير مىانداخت و به طور پنهانى كارشكنى مىكرد . روزى كه پيامبر پرچم جنگ را براى « اسامه » بست ، فرداى آن روز با سر درد سخت و تب شديدى در بستر افتاد . اين بيمارى ، چند روزى ادامه داشت كه سرانجام به رحلت آن حضرت انجاميد . پيامبر در بستر بيمارى بود كه آگاه شد در حركت سپاه از لشكرگاه ، كارشكنىهايى مىشود و گروهى به فرماندهى اسامه ، طعن مىزنند . وى از اين جريان ، سخت
هامش
( 1 ) . برخى از سيره‌نويسان مانند حلبى ، سن او را هفده نوشته و برخى ديگر هيجده نوشته‌اند . بالأخره همگى اتفاق دارند كه سن او در اين روز از بيست سال متجاوز نبود . ( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص . 12 .