طرف آن در دست خدا و طرف ديگر آن در دست شما است و ديگرى عترت و اهل بيت من . خداوند به من خبر داده كه اين دو يادگار ، هرگز از هم جدا نخواهند شد .
هان اى مردم ! بر قرآن و عترت من پيشى نگيريد و در عمل به هر دو ، كوتاهى نورزيد كه هلاك مىشويد .
در اين لحظه دست على را گرفت و آن قدر بلند كرد كه سفيدى زير بغل هر دو براى مردم نمايان گشت و او را به همهء مردم معرفى نمود . سپس فرمود : سزاوارتر بر مؤمنان از خود آنها كيست ؟ همگى گفتند : خدا و پيامبر او داناترند . پيامبر فرمود :
خدا مولاى من و من مولاى مؤمنان هستم و من بر آنها از خودشان اولى و سزاوارترم .
هان اى مردم ! من كنت مولاه فهذا عليّ مولاه ، « 1 » اللّهمّ وال من والاه و عاد من عاداه ، و أحبّ من أحبّه ، و أبغض من أبغضه ، و انصر من نصره ، و اخذل من خذله ، و أدر الحقّ معه حيث دار ؛ هر كس را من مولايم ، على مولى او است . خداوندا ! كسانى كه على را دوست دارند ، آنان را دوست بدار و كسانى كه او را دشمن بدارند ، دشمن دار .
خدايا ! ياران على را يارى كن ، دشمنان على را خوار و ذليل كن و او را محور حق قرار بده .
جاودانگى واقعهء غدير
ارادهء حكيمانهء خداوند بر آن تعلق گرفته است كه واقعهء تاريخى غدير ، در تمام قرون و اعصار به صورت يك تاريخ زنده كه قلبها به طرف آن جذب مىشوند ، بماند و نويسندگان اسلامى در هر عصر و زمانى در كتابهاى تفسير ، تاريخ ، حديث و كلام دربارهء آن سخن بگويند و گويندگان مذهبى در مجالس وعظ و خطابه دربارهء آن سخن دهند و آن را از فضايل غير قابل انكار امام بشمارند . نه تنها خطيبان و گويندگان ، بلكه شاعران و سرايندگان ، از اين واقعه الهام گرفته و ذوق ادبى خود را از تفكر و
هامش
( 1 ) . پيامبر براى اطمينان خاطر اين جمله را سه بار تكرار كرد كه مبادا بعدها اشتباهى رخ دهد .