تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 935

مساهمون:

ص٩٣٥
اين پيروزى نسبى ، پيامبر را قانع نساخت و چند روز پيش از بيماريش ، خود ، ارتش اسلام را به فرماندهى « اسامه » مأمور كرد كه به كرانه‌هاى شام بروند و در صحنه حضور يابند . ضلع دوم دشمن ، امپراتورى ايران بود . تا آنجا كه خسرو ايران از شدت ناراحتى نامهء پيامبر را پاره كرد و سفير پيامبر را با اهانت بيرون كرد و به استاندار يمن نامه نوشت كه پيامبر را دست‌گير كند و در صورت امتناع او را بكشد . خسرو پرويز ، در زمان رسول خدا درگذشت ، اما موضوع استقلال ناحيهء يمن - كه مدت‌ها مستعمرهء دولت ايران بود - از چشم‌انداز خسروان ايران دور نبود و هرگز كبر و نخوت ، به سياست‌مداران ايران اجازه نمىداد كه وجود چنين قدرتى را حمل كنند . خطر سوم ، خطر حزب منافق بود كه پيوسته به صورت ستون پنجم در ميان مسلمانان مشغول كار و تلاش بودند ، تا آنجا كه قصد جان پيامبر را كرده و خواستند او را در راه تبوك به مدينه ترور كنند . گروهى از آنان با خود زمزمه مىكردند كه با مرگ رسول خدا ، نهضت اسلامى پايان مىگيرد و همگى آسوده مىشوند . « 1 » پس از درگذشت پيامبر ، ابو سفيان دست به ترفند شومى زد و خواست از طريق بيعت با على ، مسلمانان را به صورت دو جناح ، رو در روى هم قرار دهد تا از آب گل‌آلود استفاده كند . على عليه السّلام با هشيارى خاصى از نيّت پليد او آگاه شد و دست رد بر سينهء او زد و به او گفت : به خدا سوگند تو جز فتنه و فساد هدف ديگرى ندارى و تنها امروز نيست كه مىخواهى آتش فتنه را بيفروزى ، بلكه به طور مكرر خواسته‌اى شرّى را برپا كنى . بدان مرا نيازى به تو نيست . « 2 » قدرت تخريبى منافقان به پايه‌اى بود كه قرآن از آن‌ها در سوره‌هاى آل عمران ، نساء ،
هامش
( 1 ) . طور ( 52 ) آيهء 30 . ( 2 ) . الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 220 و العقد الفريد ، ج 2 ، ص 249 .
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 935 | الشيخ جعفر السبحاني