حوادث پس از جنگ
جنگ حنين و طائف به پايان رسيد و پيامبر بدون اخذ نتيجهء قطعى براى تقسيم غنايم - كه در جنگ طائف به دست آمده بود - به « جعرّانه » بازگشت ، غنيمتى كه مسلمانان در نبرد « حنين » به دست آورده بودند ، چشمگيرترين و بزرگترين غنيمتى بود كه در طول غزوههاى اسلامى نصيب ارتش اسلام گرديده بود ، زيرا روزى كه پيامبر وارد « جعرّانه » شد ، در مركز غنايم شش هزار اسير ، 24 هزار شتر و بيش از چهل هزار گوسفند ، 852 كيلوگرم نقره وجود داشت « 1 » و آن روز قسمتى از هزينهء ارتش اسلام از همين طريق مىتوانست تأمين گردد .
پيامبر سيزده روز تمام در « جعرّانه » توقف كرد و در اين مدت غنايم را به شيوهء خاصى قسمت كرد . پارهاى از اسيران را نيز آزاد كرد و آنها را به كسان خود واگذار ساخت و نقشهء تسليم شدن و اسلام آوردن « مالك بن عوف » ( آتش افروز جنگ حنين و طائف ) را ريخت . وى در طرز كار خود ، روح قدردانى و تشكر از خدمات افراد را به طور صريح آشكار ساخت و با سياست خردمندانهاى ، قلوب دشمنان اسلام را به آيين توحيد جلب كرد و به مناقشهاى كه ميان وى و گروهى از انصار رخ داده بود ، با يك سخنرانى جالب خاتمه داد .
1 . احقاق حقوق مردم
يكى از صفات برجستهء پيامبر اين بود كه خدمات و حقوق اشخاص را هر قدر هم كوچك و ناچيز بود ، ناديده نمىگرفت و اگر كسى دربارهء وى نيكى مىكرد ، آن را با چند برابر جبران مىنمود .
پيامبر دوران كودكى خود را در ميان قبيلهء « بنى سعد » - كه تيرهاى از قبيلهء « هوازن » بودند - گذرانيده و زنى به نام « حليمهء سعديه » او را شير داده و پنج سال در آن قبيله به
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 152 .