تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
نيز تقاضا مىكنم كه سهم خود را ببخشند . نمايندگان قبيله پس از نماز ظهر ، سخنانى را كه پيامبر به آن‌ها تعليم كرده بود ، به مردم گفتند و پيامبر سهم خود و كسان خويش را به آن‌ها بخشيد . مهاجر و انصار هم از پيامبر پيروى كرده ، قسمت مربوط به خود را به آنان بخشيدند . در اين ميان ، چند نفر انگشت شمار ، مانند « اقرع بن حابس » و « عيينة بن حصن » از واگذار كردن سهم خود امتناع كردند . پيامبر به آن‌ها فرمود : اگر شماها اسيران خود را بدهيد ، من در برابر هر اسير ، شش تن از اسيرانى كه در نخستين جنگ به دست من مىافتد ، به شما مىدهم . « 1 » اقدام عملى پيامبر و سخنان دل‌نشين آن حضرت ، سبب شد كه تمام اسيران « هوازن » جز يك پيرزن كه « عيينه » از دادن آن امتناع ورزيد ، آزاد گرديدند و يك عمل صالح كه نهال آن شصت سال پيش در سرزمين قبيلهء « بنى سعد » به دست « حليمهء سعديه » غرس شده بود ، پس از يك مدت طولانى بارور شد و ثمر داد « 2 » و كليهء اسيران متعلق به هوازن در سايهء آن كار نيك ، از بند بردگى آزاد شدند . سپس پيامبر خواهر رضاعى خود « شيماء » را به حضور طلبيد و عباى خود را پهن كرد و او را روى آن نشاند و از وى و زندگانى خاندانش تفقد نمود . پيامبر با آزاد ساختن اسيران هوازن ، علاقهء آن‌ها را به اسلام دو چندان كرد و همگى از صميم دل اسلام آوردند و بدين وسيله ، « طائف » آخرين متحد خود را از دست داد .

2 . مالك بن عوف اسلام مىآورد

در اين هنگام ، پيامبر فرصت را مغتنم شمرد كه مشكل « مالك » مرد سرسخت قبيلهء
هامش
( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 3 ، ص 949 - 953 . ( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 153 - 154 سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 490 و رويداد تاريخى مضمون آيهء ياد شده در زير تجسم يافت :مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ« نحل ( 16 ) آيهء 98 » . به گفتهء سعدى :تو نيكى مىكن و در دجله انداز * كه ايزد در بيابانت دهد باز