تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 840

مساهمون:

ص٨٤٠
پرورش او پرداخته بود . قبيلهء « بنى سعد » كه در نبرد با اسلام شركت كرده و گروهى از زنان و كودكان و مقدارى از اموال آنان در نبرد « حنين » به دست مسلمانان افتاده بود ، از كردهء خود سخت پشيمان بودند . آنان مىدانستند كه « محمد » در ميان آنان پرورش يافته و با شير زنان اين قبيله بزرگ شده است . از طرفى ، پيامبر كانونى از عواطف و جوان مردى و حق‌شناسى است ، اگر او را متوجه موضوع سازند ، بدون ترديد اسيران آن‌ها را آزاد كرده به كسان خود بازمىگرداند . چهارده تن از سران قبيله - كه همگى اسلام آورده بودند و در رأس آن هيئت ، دو تن : يكى « زهير بن صرد » و ديگرى عموى رضاعى پيامبر ، قرار داشت - محضر پيامبر شرف‌ياب شده ، چنين گفتند : در ميان اسيران عمه‌ها و خاله‌ها و خواهران رضاعى و خدمت‌گزاران دوران طفوليت شما وجود دارند . لازمهء عطوفت و جوان مردى اين است كه به پاس حقوقى كه برخى از زنان اين قبيله به گردن شما دارند كليهء اسيران ما را از زن و مرد و كودك آزاد فرماييد . اگر ما از « نعمان بن منذر » و يا « حارث بن ابى شمر » سرداران عراق و شام ، چنين تقاضايى مىكرديم اميد پذيرفتن آن را داشتيم ، چه رسد به شما كه كانونى از لطف و مهر مىباشيد . پيامبر در پاسخ آنان گفت : زنان و فرزندان خود را بيشتر دوست داريد ، يا ثروت خود را ؟ همگى در پاسخ پيامبر گفتند : ما زنان و كودكان خود را با هيچ چيز عوض نمىكنيم . پيامبر فرمود : من حاضرم سهم خود و فرزندان عبد المطلب را به شما ببخشم ، ولى سهم مهاجر و انصار و مسلمانان ديگر مربوط به خود آن‌هاست و بايد شخصا از حق خود درگذرند . آن‌گاه به آنان گفت : هنگامى كه من نماز ظهر را گزاردم ، شما در ميان صفوف برخيزيد و رو به مسلمانان كنيد و چنين بگوييد : ما پيامبر را پيش مسلمانان شفيع مىسازيم و مسلمانان را پيش پيامبر واسطه قرار مىدهيم كه زنان و فرزندانمان را به ما بازگردانند ؛ در اين لحظه من برمىخيزم و آنچه مربوط به من و فرزندان عبد المطلب است به خود شما مىبخشم و از ديگران