تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢
ندارد و معتقد باشد كه « محمد » بنده و پيامبر او است . من به فرمان خداوند تو را به سوى او مىخوانم . او مرا به هدايت همهء مردم فرستاده است تا آنان را از خشم او بترسانم و حجت را بر كافران تمام كنم . اسلام بياور تا در امان باشى و اگر از ايمان و اسلام سر برتافتى ، گناه ملت مجوس بر گردن تو است . « 1 » شاعر سخن‌ساز و شيرين زبان ايران « حكيم نظامى » اين حقايق تاريخى را به نظم در آورده و چنين مىگويد :
تو اى عاجز كه خسرو نام دارى * و گر كيخسروى صد جام دارى
مبين در خود كه خودبين را بصر نيست * خدابين شو كه خود ديدن هنر نيست
گواهى ده كه عالم را خدايى است * نه برجا و نه حاجتمند جايى است
خدايى كادمى را سرورى داد * مرا بر آدمى پيغمبرى داد
سفير پيامبر وارد دربار شد . خسرو پرويز دستور داد تا نامه را از او بگيرند ، ولى او گفت : بايد نامه را شخصا خودم برسانم و نامه پيامبر را به خسرو تسليم كرد . خسرو پرويز مترجم خواست . مترجم نامه را باز كرد و چنين ترجمه كرد . نامه‌اى است از محمد رسول خدا به « كسرى » بزرگ ايران . هنوز مترجم از خواندن نامه فارغ نشده بود كه زمامدار ايران سخت برآشفت و داد زد و نامه را از مترجم گرفت و پاره كرد و فرياد كشيد : اين مرد را ببينيد كه نام خود را پيش‌تر از نام من نوشته است . فورا دستور داد كه عبد اللّه را از قصر بيرون كنند . عبد اللّه از قصر بيرون آمد و بر مركب خود سوار شد و راه مدينه پيش گرفت . او جريان كار خود را گزارش داد ، پيامبر از بىاحترامى « خسرو » سخت ناراحت شد و آثار خشم در چهرهء او ديده شد و در حق
هامش
( 1 ) . بسم الله الرحمن الرحيم من محمد رسول الله إلى كسرى عظيم فارس . سلام على من اتّبع الهدى و آمن بالله و رسوله و أشهد ان لا إله إلّا اللّه وحده لا شريك له و انّ محمدا أعبده و رسوله ، أدعوك بدعاية الله ، فإنّي أنا رسول الناس كافة لأنذر من كان حيّا و يحقّ القول على الكافرين أسلم تسلم ، فإن أبيت فعليك إثم المجوس ؟ الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 260 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 295 و 296 ؛ الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 145 و بحار الانوار ، ج 20 ، ص 389 .