تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 703

مساهمون:

ص٧٠٣
وى چنين نفرين كرد : اللّهمّ مزّق ملكه ؛ خداوندا ! رشتهء سلطنت او را پاره كن . « 1 » باز حكيم نظامى شاعر و سخنور معروف ايران چنين سروده است :
چو قاصد عرضه كرد آن نامهء نو * بجوشيد از سياست خون خسرو
خطى ديد از سواد هيبت‌انگيز * نوشته از محمد سوى پرويز
كرا زهره كه با اين احترامم * نويسد نام خود بالاى نامم
دريد آن نامهء گردن‌شكن را * نه نامه بلكه نام خويشتن را

نظريهء يعقوبى

« ابن واضح » اخبارى معروف به « يعقوبى » در تاريخ خود بر خلاف اتفاق عموم تاريخ‌نويسان مىنويسد : « خسرو پرويز نامهء پيامبر را خواند و براى احترام پيامبر مقدارى مشك و ابريشم براى حضرت فرستاد » . پيامبر عطر را تقسيم كرد و فرمود : ابريشم شايسته مردان نيست همچنين فرمود : قدرت اسلام وارد سرزمين او مىشود « و أمر اللّه أسرع من ذلك » « 2 » . ولى با اين وصف ، نظر هيچ يك از تاريخ‌نويسان با نظر يعقوبى موافق نيست ، جز اينكه احمد بن حنبل « 3 » مىنويسد : خسرو پرويز ، هديه‌اى براى پيامبر فرستاد .

فرمان خسرو پرويز به فرماندار يمن

سرزمين حاصل‌خيز « يمن » در جنوب مكه قرار دارد و حكمرانان آنجا همواره دست‌نشاندهء شاهان ساسانى بودند . در آن روز « باذان » حكمران آنجا بود . شاه ساسانى ، از شدت غرور نامه‌اى به فرماندار « يمن » ، به شرح زير نوشت :
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 260 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 62 . ( 3 ) . مسند احمد ، ج 1 ، ص 96 .