قيصر به تحقير من گوش نكرد و گفت : آنچه من از تو سؤال مىكنم به آن پاسخ بده . ! « 1 »
تأثير نامه پيامبر در قيصر
قيصر به گزارشهاى كسب شده از جانب ابو سفيان اكتفا نكرده و با نامه موضوع را با يكى از دانشمندان روم در ميان گذاشت وى در جواب نوشت : اين همان پيامبر است كه جهان در انتظار او است . قيصر براى به دست آوردن طرز تفكر سران روم ، اجتماع عظيمى در يكى از صومعهها تشكيل داد و نامه پيامبر را بر آنان خواند و گفت :
آيا حاضريد با برنامه و آيين او موافقت كنيم ؟ چيزى نگذشت كه تشنج بزرگى در مجلس پديد آمد ؛ به طورى كه قيصر از اختلاف و مخالفت آنان بر جان خود ترسيد .
فورا از جايگاه خود - كه نقطه بلندى بود - رو به مردم كرد و گفت : نظر من از اين پيشنهاد آزمايش شما بود ، صلابت و استقامت شما در آيين مسيح مورد اعجاب و تقدير من قرار گرفت .
قيصر ، دحيه را خواست و او را احترام كرد و پاسخ نامه پيامبر را نوشت و هديهاى نيز ارسال و مراتب ايمان و اخلاص خود را در آن منعكس كرد . « 2 »
سفير پيامبر در دربار ايران
روزى كه سفير پيامبر اسلام عازم دربار ايران شد ، زمامدار اين سرزمين وسيع ، « خسروپرويز » بود . وى دومين زمامدار ايران پس از انوشيروان بود كه 32 سال پيش از هجرت پيامبر ، بر تخت سلطنت نشست . حكومت وى ، در اين مدت با حوادث تلخ و شيرين بىشمارى روبهرو شد . قدرت ايران در دوران زمامدارى وى كاملا در نوسان بود : روزى نفوذ ايران ، آساى صغير را فراگرفت و تا نزديكى قسطنطنيه
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 290 و بحار الانوار ، ج 20 ، ص 378 - 380 .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 259 ؛ سيره حلبى ، ج 2 ، ص 277 ؛ الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 144 و بحار الانوار ، ج 20 ، ص 379 .