بزرگ مطرح ساخت . وى روزى به ياران خود چنين فرمود : بامدادان همگى حاضر شويد تا امر مهمى را با شما در ميان بگذارم . فرداى آن روز ، پس از اداى فريضه صبح به يارانش فرمود :
بندگان خدا را نصيحت كنيد ؛ كسى كه سرپرست امور مردم شد و در هدايت و راهنمايى آنان نكوشيد ، خدا بهشت را بر او حرام كرده است . برخيزيد و پيك رسالت ، در نقاط دور دست شويد و نداى توحيد را به سمع جهانيان برسانيد ، ولى هرگز مانند شاگردان حضرت عيسى با من مخالفت نكنيد . از حضرتش سؤال كردند كه آنها چگونه با عيسى ( ع ) از در مخالفت وارد شدند ؟ فرمود : او نيز مانند من گروهى را مأمور ساخت كه پيك رسالت در نقاطى باشند ، دستهاى كه راه آنها نزديك بود ، فرمان او را پذيرفتند ، ولى كسانى كه راه آنها دور بود ، از پذيرفتن فرمان وى سرپيچى كردند .
سپس ، پيامبر شش نفر از ورزيدهترين افراد را طى نامههايى - كه رسالت جهانى آن حضرت در آنها منعكس بود - به نقاط مختلف روانه كرد . بدين ترتيب ، سفيران هدايت در يك روز رهسپار سرزمينهاى ايران ، روم ، حبشه ، مصر ، يمامه ، بحرين و حيره ( اردن ) شدند . « 1 »
وقتى نگارش و تنظيم نامههاى پيامبر پايان يافت ، افرادى كه از وضع دربارهاى آن روز اطلاع داشتند ، به پيامبر عرض كردند كه بايد نامهها را مهر بفرماييد ، زيرا زمامداران جهان نامهء بىامضا را ( امضاى آن روز با مهر بود ) نمىخوانند . از اين نظر به دستور پيامبر ، انگشترى از نقره براى او تهيه گرديد كه جملهء « محمد رسول اللّه » در سه سطر بر آن حك شده بود . شكل حكاكى آن طورى بود كه لفظ « اللّه » در بالا و « رسول » در وسط و « محمد » در زير قرار گرفته بود و اين دقت براى حفظ از جعل و تزوير بود و خواننده بايد امضا را از پايين شروع كرده به لفظ اللّه برسد وى حتى به اين اكتفا نكرد و پاكت نامه را با موم خاصى ( به جاى « لاك » امروز )
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 606 ؛ الطبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 264 و سيرهء حلبى ، ج 2 ، ص 240 .