تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
5 . اوست كه پيامبر خود را با هدايت و دين پايدارى فرستاد ، تا پيامبر خود و آيين پايدار او را بر تمام اديان غالب سازد ، اگر چه مشركان نخواهند . « 1 » اكنون ما از اين نويسندهء انگليسى سؤال مىكنيم : با اين دعوت‌هاى جهانى كه در اين آيات منعكس است ، چگونه شما مىگوييد كه موضوع عموميت جهانى بعدها پيش آمده است ؟ آيا با وجود اين آيات و آيه‌هاى ديگر و با بودن سفيران پيامبر اسلام ، در سرزمين‌هاى دور و متون نامه‌هاى آن حضرت كه در تاريخ ضبط است ؛ ( حتى برخى از نامه‌هاى آن حضرت كه براى دعوت اجانب به نقاط دور دست نوشتند تا كنون محفوظ مانده و زينت‌بخش موزه‌هاى جهان است ) باز جا دارد كه انسان در جهانى بودن رسالت او ترديد كند ؟ ! نويسنده با كمال وقاحت مىنويسد : محمد جز عربستان ( حجاز ) جاى ديگرى را نمىشناخت . در صورتى كه او در شانزده سالگى همراه عموى خود به شام رفت و در سنين جوانى ، بازرگانى خديجه را از مكه تا شام بر عهده داشت و همراه كاروان بازرگانى قريش به شام رفت . راستى ما هر موقع در تاريخ مىخوانيم كه يك جوان يونانى ( اسكندر مقدونى ) مىخواست فرمانرواى جهان شود و يا مىشنويم كه ناپلئون در سر مىپروراند كه امپراتورى جهانى تشكيل دهد ، هرگز اعجاب و استغراب به ما دست نمىداد . ولى هر موقع دسته‌اى از خاورشناسان مىشنوند كه رهبر بزرگ مسلمانان به فرمان خداوند ، دو امپراتور بزرگ جهانى را كه قوم وى با ملت هر دو امپراتور روابط بازرگانى داشتند ، به آيين توحيد دعوت كرده است ، با لجاجت و سخنان بىاساس آن را يك امر محال و ممتنع قلمداد مىكنند .

پيك رسالت در نقاط دور دست

پيامبر اسلام ، مسأله دعوت زمامداران را مانند ساير مسائل مهم ، در يك شوراى
هامش
( 1 ) .هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ« توبه ( 9 ) آيه 33 » .