تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣
مىگرفت ، به دست آورده بود كه مسلمانان در « حديبيه » « 1 » فرود آمده‌اند . بدينسان ، با تدبير مخصوصى از زندان گريخته و از بيراهه از ميان كوه‌ها خود را به مسلمانان رسانيده بود . همين كه ديدگان « سهيل » به فرزند خويش افتاد به اندازه‌اى ناراحت شد كه از شدت خشم برخاست و سيلى محكمى بر صورت وى نواخت . سپس رو به پيامبر كرد و گفت : اين نخستين فرد است كه بايد به حكم ماده دوم پيمان ، به مكه بازگردد ، يعنى فرارى ما را تحويل بدهى . جاى گفت‌وگو نيست كه ادعاى « سهيل » كاملا واهى و بىاساس بود ، زيرا هنوز پيمان درست روى كاغذ نيامده و به امضاى طرفين نرسيده بود . پيمانى كه هنوز مراحل نهايى را طى نكرده است ، چگونه مىتواند مدرك براى يك طرف شود . از اين رو ، پيامبر فرمود : « هنوز پيمان امضا نشده است » . « سهيل » گفت : در اين صورت من تمام مطالب را ناديده گرفته و اساس آن را به هم مىزنم . او به قدرى در گفتار خود اصرار كرد كه دو شخصيت بزرگ از قريش ، به نام « مكرز » و « حويطب » از سختگيرى سهيل ناراحت شده ، بىدرنگ برخاستند و « ابو جندل » را از دست پدر گرفته وارد خيمه‌اى كردند و به پيامبر گفتند : ابو جندل در پناه تو باشد . آنان از اين طريق مىخواستند نزاع را خاتمه دهند ، ولى اصرار « سهيل » تدبير آن‌ها را باطل كرد ؛ او مصرانه گفت : پيمان از نظر مذاكره تمام شده بود . سرانجام پيامبر ناچار گشت ، آخرين تلاش را براى حفظ پايه صلح - كه براى انتشار اسلام فوق العاده مغتنم بود - انجام دهد . از همين رو راضى شد ابو جندل همراه پدر خود به مكه بازگردد ، براى دلجويى به آن مسلمان اسير چنين گفت : « ابو جندل ! شكيبايى را پيشه خود ساز ما خواستيم پدرت ، از طريق لطف و محبت تو را به ما ببخشد ، اكنون كه او نپذيرفت ، تو صابر و بردبار باش و بدان خداوند براى
هامش
( 1 ) . حديبيه ، مصغّر حدباء ، در نه ميلى مكه است و بيشتر زمين‌هاى آن ، جزء حرم است .