تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
موقع روى آن را به سمت مدينه مىكنم به زحمت كشيده مىشود و يا زانو به زمين مىزند . هند تصميم گرفت كه به احد برگردد و پيامبر را از جريان آگاه سازد وى با همان شتر و اجساد به « احد » آمد ، وضع راه رفتن شتر را به پيامبر گفت . پيامبر فرمود : هنگامى كه شوهرت به سوى ميدان رفت ، از خدا چه خواست ؟ وى عرض كرد ، شوهرم رو به درگاه خدا كرد و گفت خداوندا مرا به خانه‌ام بازنگردان ! پيامبر فرمود : دعاى شوهرت مستجاب شده ، خداوند نمىخواهد اين جنازه به سوى خانهء « عمرو » برگردد . بر تو لازم است كه هر سه جنازه را در اين سرزمين ( احد ) به خاك بسپارى و بدان كه اين سه نفر در سراى ديگر پيش هم خواهند بود . هند در حالى كه اشك از گوشهء چشمانش مىريخت ، از پيامبر درخواست كرد كه از خداوند بخواهد كه او نيز پيش آن‌ها باشد . « 1 » پيامبر وارد خانه خود گرديد . ديدگان دختر عزيزش « فاطمه » به چهرهء مجروح پدر افتاد ، اشك از گوشهء چشمانش سرازير شد . پيامبر شمشير خود را به دختر خود « زهرا » داد تا آن را بشويد . « اربلى » مورخ شيعه در قرن هفتم مىنويسد : امير مؤمنان آب آورد . تا خون‌هاى چهره پيامبر را شستشو دهد . ايشان آب مىريخت و زهرا عليها السّلام خون‌هاى اطراف را مىشست ، ولى چون زخم صورت عميق بود ، خون بند نيامد . ناچار قطعه حصيرى را سوزاندند و خاكستر آن را روى زخم‌ها ريختند و خون زخم‌هاى صورت بند آمد . « 2 »

دشمن را بايد تعقيب كرد

شبى كه مسلمانان پس از حادثهء « احد » در خانه‌هاى خود آرميدند ، بسيار شب
هامش
( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 265 . ( 2 ) . اربلى ، كشف الغمة ، ج 1 ، ص 189 و مقريزى ، امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 137 - 138 .