تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
پانسمان كردن زخمىها ، به خانه‌هاى خود بازگردند . فرمان حركت به سوى مدينه ، از فرمانده كل قوا صادر شد . پيامبر با آن گروه از انصار و مهاجر - كه در جنگ شركت كرده بودند - وارد مدينه شدند . شهرى كه از اكثر خانه‌هاى آن نالهء مادران داغ‌ديده و همسران شوهر از دست داده بلند بود . پيامبر به خانه‌هاى « بنى عبد الاشهل » رسيد . نوحه‌سرايى زنان آن‌ها ، حال پيامبر را منقلب ساخت . اشك از چشمان نورانىاش سرازير شد و با چشمانى اشك‌بار زير لب اين جمله را گفت : متأسفم كه كسى براى « حمزه » گريه نمىكند ! « 1 » سعد معاذ و چند نفر ديگر از مقصد پيامبر آگاه شدند ، به گروهى از زنان دستور دادند كه براى حمزه ، اين افسر خدمت‌گزار نوحه‌سرايى كنند . پيامبر گرامى از جريان ، مطلع شد ، در حق زنان دعا كرد و گفت : من پيوسته از كمك‌هاى مادى و معنوى گروه انصار برخوردار بوده‌ام . سپس فرمود : زنان نوحه‌گر ، به خانه‌هاى خود برگردند .

خاطرات هيجان‌انگيز يك زن با ايمان

تاريخ زنان با ايمان در فصل تاريخ اسلام مايه تعجب و شگفتى است . اينكه مىگويم مايهء شگفتى است ، از اين نظر است كه ما اشباه و نظاير آن را در زنان معاصر خود به ندرت مىبينيم . « 2 » بانويى از قبيلهء « بنى دينار » كه شوهر و پدر و برادر خود را از دست داده بود ، در ميان گروهى از زنان نشسته ، اشك مىريخت و زنان ديگر نيز نوحه‌سرايى مىكردند .
هامش
( 1 ) . و لكن حمزة لا بواكي له « سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 99 » . ( 2 ) . در جنگ تحميلى عراق عليه ايران اسلامى ، نمونه‌هاى بارزى از زنان ايثارگر ديده شد ، كه تاريخ نظاير آن‌ها را فقط در عصر رسالت نشان مىدهد ، و بار ديگر جهان با مشاهدهء اثرات شگفت‌انگيز ايمان ، انگشت تعجب به دندان گرفته و در هاله‌اى از اعجاب قرار گرفت .