يافتن خبر صحيح ، از حال پيامبر ، رهسپار « احد » بودند . او در نيمهء راه با همسران پيامبر ملاقات كرد . آنان از وى حال رسول خدا را پرسيدند . اين زن در حالى كه اجساد شوهرش و برادر و فرزند خود را بر شترى بسته و به مدينه مىبرد ، گويا كوچكترين مصيبتى متوجه وى نشده بود او با گشادهرويى به آنان گفت : خبر خوشى دارم ، پيامبر زنده و سالم است و در برابر اين نعمت بزرگ تمام مصايب كوچك و ناچيز است .
خبر ديگر اينكه : خداوند كافران را در حالى برگردانيد كه مملو از خشم و غضب بودند . « 1 » سپس از وى پرسيدند كه اين جنازهها از كيست ؟ گفت : همگى مربوط به خود من است : يكى شوهرم ، ديگرى فرزند و سومى برادرم كه براى دفن ، آنها را به مدينه مىبرم .
بار ديگر در اين صحنه از تاريخ اسلام ، يكى از عالىترين اثر ايمان كه همان آسان شمردن مصايب و هضم تمام شدايد و آلام در راه هدف مقدّس است ، تجلى مىكند .
مكتب مادى هرگز نتوانسته چنين زنان و مردان فداكارى تربيت كند . نكته اين است كه اين افراد براى هدف مىجنگند ، نه براى زندگى مادى و نيل به مناصب .
دنباله اين داستان شگفتانگيزتر است و هرگز با مقياسهاى مادى و قواعدى كه مادّىگرايان براى تحليل مسائل تاريخى طراحى كردهاند ، قابل مقايسه نيست . فقط مردان الهى و كسانى كه به تأثير عالم بالا اعتقاد جازم دارند و مسائل اعجاز و كرامت را حل كردهاند . مىتوانند دنباله داستان را تحليل كرده و از هر نظر صحيح بدانند .
او مهار شتر را در دست داشت و به سوى مدينه مىكشيد . اما شتر به زحمت راه مىرفت . يكى از زنان پيامبر گفت : لا بد بار شتر سنگين است . هند در پاسخ گفت : اين شتر بسيار نيرومند است و مىتواند بار دو شتر را بردارد ، علت ديگرى دارد ! هر موقع روى شتر را به جانب « احد » برمىگردانم ، اين حيوان به آسانى راه مىرود ، ولى هر
هامش
( 1 ) . بنا به نقل ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ، ج 14 ، ص 262 اين آيه را خواند :وَ رَدَّ اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِغَيْظِهِمْ لَمْ يَنالُوا خَيْراً وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً. سپس مىگويد : لا بد وى مفاد نخستين قسمت آيه را خوانده ، نه تمام آيه را ، زيرا اين آيه در جنگ خندق كه پس از احد بود ، نازل گرديده است . ( احزاب ( 33 ) آيه 25 )