تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
ناگهان پيامبر از كنار اين دسته از زنان عبور كرد . اين بانوى داغ‌ديده از كسانى كه اطراف او بودند ، از حال پيامبر سراغ گرفت . همگى گفتند : به حمد اللّه سالم است . وى گفت : مايلم از نزديك پيامبر را ببينم . نقطه‌اى كه پيامبر ايستاده بود ، با محل آنان چندان فاصله نداشت ، پيامبر را به وى نشان دادند . چشم اين بانو به چهره پيامبر افتاد ، بىاختيار تمام مصايب را فراموش كرد و از صميم قلب ندايى در داد كه انقلابى برپا كرد عرض كرد : اى رسول خدا ! تمام ناگوارىها و مصيبت‌ها در راه تو آسان است . شما زنده بمانيد ، هر فاجعه‌اى بر ما وارد شود ، ما آن را كوچك مىشماريم و ناديده مىگيريم . آفرين بر اين استقامت ! آفرين بر اين ايمان ! كه بسان لنگر كشتىهاى اقيانوس‌پيما ، كشتى وجود انسان‌ها را در برابر طوفان‌هاى كوبنده ، از تزلزل و بىقرارى نگه مىدارد . « 1 »

نمونه ديگرى از زنان فداكار

در صفحه‌هاى گذشته به طور اجمال دربارهء « عمرو بن جموح » سخن گفتيم ؛ بااينكه او لنگ بود و جهاد بر او واجب نبود ، ولى با اصرار فراوان از پيامبر اجازه گرفت و در صفوف مقدم مجاهدان شركت جست . فرزندش « خلاد » و برادر همسرش « عبد اللّه بن عمرو » نيز در اين جهاد مقدس شركت داشتند و هر سه جام شهادت نوشيدند . همسر وى ( هند ) دختر « عمرو بن حزام » عمهء « جابر بن عبد اللّه » انصارى به احد آمد و شهيدان و عزيزان خود را از روى خاك برداشت و بر روى شترى انداخت و رهسپار مدينه شد . در مدينه انتشار يافته بود كه پيامبر در صحنه جنگ كشته شده است . زنان براى
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 2 ، ص 99 .