تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 479

مساهمون:

ص٤٧٩
شما مىتوانيد ، سوء اثر گفتار آنان را در روحيهء پيامبر ، از قطعه تاريخى كه خود طبرى ، در همان صفحه نقل كرده است به دست آوريد ، زيرا « شيخين » نخستين كسانى بودند كه لب به سخن گشودند و پس از آن‌ها مقداد و سعد ، ابراز نظر كردند . طبرى ، از عبد اللّه بن مسعود نقل مىكند كه من در روز بدر ، موقعيت مقداد را آرزو مىكردم ، زيرا او موقعى شروع به سخن كرد : ( ما هرگز مانند قوم بنى اسرائيل نيستيم كه بگوييم تو و خدايت برويد نبرد كنيد و ما اينجا نشسته‌ايم ) كه چهرهء پيامبر از غضب و خشم برافروخته بود و مقداد در اين حالت اين سخن را گفت ( و موجبات انبساط و سرور پيامبر را فراهم كرد ) و من آرزو مىكردم كه اى كاش اين موقعيت نصيبم مىگشت ! آيا خشم و غضب پيامبر جز براى اين بود كه قبل از مقداد ، ابى بكر و عمر آيهء ترس و يأس خوانده و اصرار به بازگشت داشتند ؟ « 1 » البته مجلس يك جلسه مشورتى بود و هر كس حق داشت كه تشخيص خود را به عرض فرمانده كل قوا برساند ، ولى سير زمان اثبات كرد كه مقداد در تشخيص خود ، بيش از آن دو نفر به حق نزديك‌تر بود .

تصميم قطعى شورا يا نظريه رئيس انصار

نظريه‌هايى كه ابراز شد عموما جنبهء فردى داشت . وانگهى هدف عالى از تشكيل شورا به دست آوردن نظر انصار بود ؛ تا آنان در اين باره ، تصميم قطعى اتخاذ نمىكردند ، گرفتن كوچك‌ترين تصميمى امكان نداشت . اظهار نظر كنندگان تا آن لحظه همگى « مكى » بودند ؛ به همين دليل ، پيامبر براى به دست آوردن نظرهاى انصار سخن خود را تكرار كرد و فرمود : نظريه‌هاى خود را ابراز كنيد . « 2 » سعد بن معاذ انصارى برخاست و گفت : گويا منظور شما ما هستيم ؟ رسول گرامى فرمود : بلى ، گفت : اى پيامبر خدا ما به تو ايمان آورده و تو را تصديق كرده‌ايم كه آيين
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 140 . ( 2 ) . أشيروا إليّ أيها النّاس .