تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
البته اين موضوع ، امروز ، جنبه آموزش به خود گرفته است و كلاس‌ها و آموزشگاه‌هايى براى تدريس اصول جاسوسى پديد آمده است . امروز ، سران بلوك‌هاى شرق و غرب ، قسمت مهمى از موفقيت خود را در گسترش سازمان‌هاى جاسوسى خود مىدانند كه بتوانند پيش از نبرد ، از نقشه‌هاى جنگى دشمن آگاه باشند و آن‌ها را نقش بر آب كنند . از اين رو ، ستون رزمى اسلام در نقطه‌اى كه كاملا با اصول « استتارى » موافق بود ، موضع گرفت و از هرگونه تظاهر كه باعث كشف اسرار گردد جلوگيرى كرد . دسته‌هاى مختلف شروع به كسب اطلاعات از قريش و كاروان كردند اطلاعات رسيده از طريق مختلف به قرار زير بود : الف ) نخست خود پيامبر با يك سرباز دلاور مسافتى راه رفتند و بر رئيس قبيله‌اى وارد شدند و به او گفتند : از قريش و محمد و يارانش چه اطلاعى داريد ؟ وى چنين گفت : به من گزارش داده‌اند كه محمد و يارانش چنين روزى از مدينه حركت كرده‌اند . اگر گزارش دهنده راست‌گو باشد ، اكنون او و يارانش در چنين نقطه‌اى هستند ( نقطه‌اى را نشان داد كه ستون اسلام در آنجا موضع گرفته بودند ) و نيز به من خبر داده‌اند كه قريش در چنين روزى از مكّه حركت كرده است . اگر گزارش رسيده صحيح باشد ، اكنون در فلان نقطه هستند ( نقطه‌اى را معين كرد كه قريش درست در آنجا تمركز داشتند ) . ب ) يك گروه گشتى كه در ميان آن‌ها زبير عوام و سعد ابى وقاص بود به فرماندهى على عليه السّلام كنار آب « بدر » رفتند تا اطلاعات بيشترى كسب كنند . اين نقطه معمولا مركز تجمع و دست به دست گشتن اطلاعات بود . گروه مزبور در اطراف آب به شتر آب‌كشى با دو غلام كه متعلق به قريش بودند برخورد كردند و هر دو را دستگير كرده به محضر پيامبر گرامى آوردند . پس از بازجويى معلوم شد كه يكى از دو غلام متعلق به « بنى الحجاج » و ديگرى متعلق به « بنى العاص » است و مأمورند كه آب به قريش برسانند .