كنيد و ما در همينجا نشستهايم ، ولى ما ضد اين سخن را به شما عرض مىكنيم : در ظل عنايات پروردگارت جهاد كن و ما نيز در ركاب شما مىجنگيم . « 1 »
پيامبر از شنيدن سخنان مقداد ، خوشحال گرديد و در حق او دعا كرد .
پردهپوشى حقايق
اگر غرضورزى و ستر حقايق و تعصب باطل ، براى تمام نويسندگان ناشايست باشد ؛ براى مورّخ از همه بدتر و ناشايستهتر است . تاريخ آيينهاى است كه چهرههاى مردان در آن به خوبى نمايان است . مورخ بايد بكوشد صفحه آيينهء آيندگان را از هر گونه زنگار تعصّب پاك كند .
ابن هشام ، « 2 » مقريزى « 3 » و طبرى « 4 » شوراى نظامى پيامبر را در تاريخ خود مطرح كرده و متن پاسخهاى سعد معاذ و مقداد را در كتاب خود آوردهاند ، ولى از نقل پاسخ تفصيلى ابى بكر و عمر خوددارى كرده و به طور اجمال نوشتهاند كه اين دو نفر ، برخاستند و نظر دادند و نيكو سخن گفتند . اكنون بايد از اين قهرمانان تاريخ پرسيد كه اگر نظرهاى اين دو شخصيت نيكو بود ، چرا از بيان متن آن خوددارى كردهايد ؟
وانگهى متن پاسخ آنها همان است كه در بالا نقل شد و اگر آنان پرده روى حقايق افكندهاند ، ديگران متن گفتار آنان را آوردهاند « 5 » و چنان كه ملاحظه مىفرماييد ، هرگز سخنان نيكو نگفتهاند . سخنانى گفتهاند كه حاكى است گويندهء آن را رعب و وحشت فراگرفته بود . آنچنان قريش را عزيز و نيرومند مىپنداشتند كه هرگز احتمال شكست قريش در ذهن آنها راه نداشت .
هامش
( 1 ) .فَاذْهَبْ أَنْتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا ، إِنَّا هاهُنا قاعِدُونَ( مائده آيهء 24 ) .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 615 .
( 3 ) . الامتاع الأسماع ، ص 74 .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 140 .
( 5 ) . واقدى ، المغازى ، ج 1 ، ص 248 ؛ سيرهء حلبى ، ج 2 ، ص 160 و بحار الانوار ، ج 19 ، ص 217 .