قافلهء قريش براى نجات كاروان به راه افتاد . « 1 »
مشكلى كه قريش با آن روبهرو شدند
زمان حركت اعلام شد . سران قريش متوجه شدند كه دشمن سرسختى مانند قبيله بنى بكر در پيش دارند . چه بسا ممكن است از پشت به آنان حمله كنند . دشمنى بنى بكر با قريش روى خونريزى بود كه ابن هشام تفصيل آن را در سيره خود نوشته است . « 2 » در اين هنگام « سراقة بن مالك » از اشراف بنى كنانه كه تيرهاى از بنى بكر است به آنها اطمينان داد كه هرگز چنين حادثهاى رخ نخواهد داد و قريش با اطمينان كامل از مكّه بيرون بروند .
پيامبر براى مقابله با كاروان بازرگانى قريش ، از مدينه حركت كرده و در منزلى به نام « ذفران » فرود آمده بود و در انتظار عبور كاروان بود . ناگهان گزارش تازهاى رسيد و افكار فرماندهان ارتش اسلام را دگرگون ساخت و فصل جديدى در زندگى آنان گشود . خبر دادند كه مردم مكّه براى حفاظت كاروان از مكّه بيرون آمدهاند و در همين حوالى تمركز يافتهاند و طوايف در تشكيل اين ارتش شركت كردهاند .
رهبر عزيز مسلمانان خود را بر سر دوراهى ديد : از يك طرف وى و يارانش براى مصادرهء كالاهاى تجارتى از مدينه بيرون آمده بودند و براى مقابله با يك ارتش بزرگ مكّه آمادگى نداشتند ؛ چه از نظر نفرات و چه از نظر وسايل جنگى . از طرف ديگر اگر از راهى كه آمده بودند بازمىگشتند ، افتخاراتى را كه در پناه مانورها و تظاهرات نظامى به دست آورده بودند از دست مىدادند .
چه بسا دشمن به پيش روى خود ادامه داده و به مركز اسلام ( مدينه ) حمله مىكرد .
بنابراين ، پيامبر صلاح در اين ديد كه هرگز عقبنشينى نكند و با نيروهايى كه در اختيار دارد تا آخرين لحظه نبرد كند .
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 138 و الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 82 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 248 - 249 .