تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
اجير كرد و به او چنين دستور داد : خود را به مكّه برسان و دلاوران قريش و صاحبان كالاها را خبر كن تا براى نجات كاروان از حمله مسلمانان ، از مكّه بيرون آيند . « ضمضم » سريعا خود را به مكّه رساند و به فرمان ابو سفيان گوش‌هاى شتر خود را بريد و بينى آن را شكافت و جهازش را برگردانيد و پيراهن خود را از جلو و عقب چاك زد و بر روى شتر ايستاد و فرياد زد : مردم ! شترانى كه حامل ناقه مشك‌اند درخطرند . محمد و يارانش در صدد مصادرهء كالاهاى شمايند ، گمان نمىكنم به دست شما برسد ، به فرياد برسيد ، يارى كنيد ! « 1 » وضع رقّت بار شتر كه قطره‌هاى خون از گوش و دماغ او مىچكيد ، وضعى كه ضمضم با شكافتن و ناله‌هاى دل خراش و استمدادهاى پياپى خود پديد آورده بود ، خون مردم مكّه را به جوش آورد . تمام دلاوران و جنگ‌جويان آماده خروج شدند ، جز ابو لهب كه در اين نبرد شركت نكرد و به جاى خود « عاص بن هشام » را به چهار هزار درهم اجير كرد كه از جانب وى در اين نبرد شركت كند . اميّة بن خلف كه از بزرگان قريش بود ، روى عللى نمىخواست در اين جنگ شركت كند ، چون براى او نقل كرده بودند كه محمد مىگويد : اميه به دست مسلمانان كشته خواهد شد . سران جمعيت ديدند كه تخلف چنين شخصيتى ، به طور مسلم به ضرر قريش تمام خواهد گرديد . او در مسجد الحرام ميان گروهى نشسته بود ، دو نفر از قريش كه عازم نبرد با محمد بودند ؛ سينى و سرمه‌دانى به دست گرفته پيش روى او قرار دادند و گفتند : اميه ! اكنون كه از دفاع از مرز و بوم ، از ثروت و تجارت خود ، سر برمىتابى و بسان زنان ، گوشه‌گيرى و تخلف را بر نبرد در صحنه جنگ برگزيدى ، جاى آن دارد مانند زنان سرمه بكشى و نام خود را از رديف نام‌هاى مردان دلاور بيرون آورى . اين صحنه ، چنان اميّه را تحريك كرد كه بىاختيار لوازم سفر خود را برداشت و با
هامش
( 1 ) . اللطيمة اللطيمة أموالكم مع أبي سفيان قد عرض لها محمّد في أصحابه لا أرى أن تدركوها الغوث الغوث . « الكامل في التاريخ ، ج 2 ، ص 81 » .