در برابر نص است و كوچكترين ارزشى ندارد . اين نوع اجتهاد باطل در مقابل آيات و روايات ، سبب شد كه گروهى جنايت جنايتكاران را از طريق « اجتهاد » توجيه كنند .
دايه مهربانتر از مادر
ما جملهاى بهتر از اين پيدا نكرديم كه واقعيت مورّخ قرن هشتم اسلامى ، يعنى ابن كثير شامى ، مؤلف البداية و النهايه را با آن معرفى كنيم . وى در صدد هوادارى از معاويه برآمده و مىنويسد : « 1 » از اينكه پيامبر قاتلان عمار را ستمگر خوانده ، لازم نيست آنها در واقع كافر باشند ، زيرا آنان اگر چه راه غلطى پيمودند ، بر على خروج كردند ، ولى از آنجا كه در اين اقدام از روى عقيده و ايمان به صحت كار ( اجتهاد ) وارد شدند ، از اين نظر نمىتوان آنان را تكذيب و تكفير كرد . سپس مىگويد :
مقصود پيامبر از جملهاى كه فرموده : عمار آنها را به بهشت دعوت مىكند ، ولى قاتلان عمار او را به دوزخ ، « 2 » اين است كه عمار آنها را به توحيد كلمه و اتحاد دعوت مىكند ( و اين همان بهشت است ) ، ولى قاتلان عمار مىكوشند كه معاويه را بر على كه شايستهترين افراد به خلافت بوده مقدم بدارند و در هر قطرى از اقطار اسلامى حاكمى پديد آورند و در نتيجه شكاف عميقى ميان مسلمانان به وجود آيد ، اگر چه خود آنان متوجه اين نتيجه نبودند ( و اين همان دوزخ است ) .
ما هرچه فكر مىكنيم كه براى اين تأويل ، نامى پيدا كنيم ، جز تحريف حقايق نامى به نظر ما نمىرسد . سرجنبانان « فئه باغيه » ، با آن زبردستى كه در تكذيب و تحريف حقايق داشتند ؛ نتوانستند اين حقيقت روشن را انكار كنند . با اينكه اين حكم غيبى درباره آنان وارد شده و مورخى مانند ابن كثير ، بسان دايه مهربانتر از مادر ، دست به تحريفى زده كه خود آنان نيز از آن غافل بودند .
« احمد بن حنبل » مىگويد : دو نفر بر معاويه وارد شدند و هر كدام مدعى بودند كه
هامش
( 1 ) . البداية و النهاية ، ج 2 ، ص 218 .
( 2 ) . يدعوهم إلى الجنّة و يدعونه إلى النّار .