دو منقبت بزرگ
اكثر مورّخان و محدثان شيعه و سنى ، در اينجا دو منقبت بزرگ را يادآور شدهاند :
پيامبر سيصد نفر از مهاجران و انصار را با يك ديگر برادر كرد و رو به مسلمانان كرد و گفت : فلانى ! تو برادر فلانى هستى .
كار اخوّت به پايان رسيده بود . ناگهان على با چشمهاى اشك بار عرض كرد : ياران خود را با يك ديگر برادر كرديد ، ولى عقد اخوت ميان من و ديگرى برقرار نفرموديد ؟ « 1 » در اين هنگام پيامبر رو به على كرد و گفت : تو در دنيا و آخرت برادر منى . « 2 »
« قندوزى » حنفى ، جريان را به طور كاملتر نقل كرده و مىگويد : پيامبر در جواب سؤال على فرمود :
به خدايى كه مرا براى هدايت مردم مبعوث فرموده سوگند ! كار برادرى تو را براى اين به عقب انداختم كه مىخواستم در پايان با تو برادر شوم . تو به من ، مانند هارونى به موسى ؛ جز اينكه پس از من پيامبرى نيست ، تو برادر و وارث من هستى . « 3 »
ابن كثير ، « 4 » در صحت اين جريان تشكيك كرده است . از آنجا كه تشكيكهاى وى ، زاييده روحيات مخصوص او است و كمتر از اعتذارى نيست كه از جانب معاويه و هواداران او خواست ؛ از اينرو از نقل و ردّ آن صرف نظر مىكنيم .
منقبت ديگر براى على عليه السّلام
ساختمان مسجد به پايان رسيد . در اطراف مسجد ، خانههاى پيامبر و اصحاب وى
هامش
( 1 ) . آخيت بين أصحابك و لم تؤاخ بيني و بين أحد .
( 2 ) . أنت أخى في الدّنيا و الآخرة .
( 3 ) . ينابيع الموده ، ص 56 .
( 4 ) . البداية و النهايه ، ج 2 ، ص 226 .