تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣
آمده بود و تكيه‌گاه عمدهء معاويه همين مرد بود و او تا از همكارى ذو الكلاع اطمينان نيافت ، تصميم به جنگ نگرفت . اين سردار فريب خورده ، همين كه شنيد عمار ياسر همراه على است سخت تكان خورد . مبلّغان دستگاه معاويه ، خواستند مطلب را بر او مشتبه سازند ، گفتند : عمار كجا ، صفين كجا ؟ عراقيان از ساختن اين دروغ‌ها باكى ندارند . ذو الكلاع ، متقاعد نشد رو به عمرو عاص كرد و گفت : آيا پيامبر چنين جمله‌اى در حق عمار گفته است ؟ فرزند عاص گفت : آرى فرموده است ، ولى هرگز عمار در سپاه على نيست . وى گفت : من بايد خودم شخصا تحقيق كنم . سپس عده‌اى را مأمور كرد تا در اين باره تحقيقاتى بكنند . در اين لحظات حساس معاويه و عمرو عاص ديدند كه اگر او از وجود عمار در سپاه على عليه السّلام و يا از شهادت وى در ركاب على آگاه شود ، ممكن است شكافى در سپاه شام به وجود آيد ؛ از اين نظر ، سردار نام‌دار شامى به طريق مرموزى كشته شد . شهرت اين حديث ، ميان محدثان عامه و خاصه ، ما را از ارائه مدارك آن بىنياز ساخته است . احمد بن حنبل نقل مىكند : « 1 » هنگامى كه عمار در صفين كشته شد ، « عمرو بن حزم » پيش « عمرو عاص » آمد و گفت : عمار كشته شد و پيامبر در حق وى فرموده است : تقتله الفئة الباغية ؛ گروه ستمگر او را مىكشند . عمرو عاص ناله‌اى كرد و آيهء
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
را خواند و مطلب را با معاويه در ميان گذاشت معاويه گفت مگر قاتل عمار ماييم ، بلكه او را على و يارانش كشته‌اند كه او را همراه خود آوردند و برابر شمشيرهاى ما قرار دادند . ولى ناگفته پيداست كه اين توجيه و تأويل باطل كه فرزند ابى سفيان به منظور تخدير اعصاب سربازان شام پيش كشيد ، هرگز مورد قبول عدالت خانهء خدا نيست و هر عاقل و خردمندى مىداند كه اين سخن سر تا پا بىاساس است . اين همان « اجتهاد »
هامش
( 1 ) . مسند ابن حنبل ، ج 4 ، ص 198 .
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 443 | الشيخ جعفر السبحاني