جاى گزين گرديد و تا پايان عمر ايمان نياورد . وى از مشاهده استقبالى كه اوسيان و خزرجيان از پيامبر به جا آوردند ، سخت ناراحت شد و نتوانست از گفتن جملهاى كه كاملا حسد و عداوت وى را مىرساند ، خوددارى كند . عبد اللّه رو به پيامبر كرد و گفت : برو پيش كسانى كه تو را فريب داده و به اينجا آوردهاند ، ما را فريب مده . « 1 »
سعد بن عباده ، از بيم آنكه مبادا پيامبر سخن او را باور كند و يا به دل بگيرد ؛ عذر گفتار او را خواست و به پيامبر گفت : او اين سخن را از در حيله و عداوت مىگويد ، زيرا قرار بود فرمانرواى مطلق دو قبيله اوس و خزرج گردد و اكنون با تشريف فرمايى شما موضوع رياست او از بين رفته است .
عموم مورّخان مىگويند : رسول گرامى روز جمعه وارد مدينه گرديد و در نقطهاى كه مركز قبيلهء بنى سالم بود نماز جمعه را با اصحاب خود به جا آورد . خطبهء بليغى خواند كه در اعماق قلبهايشان كه تا آن روز با چنين كلمات و مضامينى آشنا نبودند اثر بديعى گذاشت . متن خطبه را ابن هشام و مجلسى نقل كردهاند . « 2 »
ولى عبارات و مضامين سيره ابن هشام با آنچه كه مجلسى در بحار الانوار نقل كرده مغاير است .
نخستين اقدامات
بناى مسجد
« 3 » چهرههاى باز و خندان جوانان انصار و استقبال عظيمى كه اكثريت « اوسيان » و « خزرجيان » از مقدم پيامبر به عمل آوردند ؛ حضرت را بر آن داشت كه پيش از
هامش
( 1 ) . يا هذا اذهب إلى الذين غرّوك و أتوا بك فانزل عليهم و لا تغشنا في ديارنا « بحار الانوار ، ج 19 ، ص 108 » .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 500 و 501 و بحار الانوار ، ج 19 ، ص 126 .
( 3 ) . به خاطر داشته باشيد مقصود ما از « نخستين سال » هجرت ، همان ده ماه باقى مانده است كه پيامبر گرامى دو ماه از آن سال را در مكّه گذراند و در دوازدهم ماه ربيع الاول گام در مدينه نهاد . بنابراين نخستين سال هجرى ماه نهم شمرده خواهد شد . و سال دوم هجرى از « محرم الحرام » ( نه دوازدهم ربيع الاول ) آغاز خواهد شد .