پيامبر پيوست . « 1 » مؤيد اين گفتار ، مطلبى است كه « طبرى » مىنويسد : على سه روز پس از مهاجرت پيامبر در مكّه اقامت گزيد و در اين مدت سپردههاى مردم را به صاحبانش بازگردانيد . « 2 »
جوش و خروش و غريو شادى در مدينه
مردمى كه سه سال بود به پيامبر خود ايمان آورده و هر سال نمايندگانى از طرف خود مىفرستادند و هر روز در نمازهاى روزانه نام مقدس وى را بر زبان جارى مىساختند ، هرگاه بشنوند كه بزرگ پيشواى آنان در دو فرسخى مدينه « قبا » رحل اقامت افكنده و چندى بعد عازم شهر آنان خواهد شد ، چه شورى در ميان آنان برپا مىگردد ؟ و چه جوش و خروشى در ميان آنها پديد مىآيد ؟ شايد بيان و توصيف آن از قدرت ما بيرون باشد .
جوانان انصار ، تشنهء اسلام و برنامهى عالى و روانبخش آن بودند و براى پاك كردن محيط مدينه ، از لوث شرك و بتپرستى تا آنجا كه مىتوانستند پيش از آمدن پيامبر ، بتها را سوزانيده و خانه و بازار و خيابان را از مظاهر بتپرستى پاك گردانيدند .
« عمرو بن جموح » از بزرگان قبيلهء « بنى سلمه » بود . بت خود را در خانه خويش جاى داده بود . جوانان قبيله ، براى اينكه به او بفهمانند كه از اين بت چوبين كارى ساخته نيست ، بت او را ربوده و وارونه در يكى از گودالهاى مدينه كه به حكم آن روز براى قضاى حاجت آماده شده بود ، افكندند . وى صبحگاهان برخاست و پس از جست و جوى زياد ، بت خود را در چنين گودالى پيدا كرد و آن را شستشو داده
هامش
( 1 ) . امتاع الاسماع ، ص 48 . بنابراين ، تاريخ محاصره خانه پيامبر سه شب پيش از شب اول ماه ربيع الاول سال يكم هجرت بوده است و پيامبر در شب دوشنبه از منزل بيرون رفت و وارد غار ثور شد و پس از سه روز توقف در غار ، شب پنج شنبه آغاز ربيع الاول از غار بيرون آمد و رهسپار مدينه گرديد و روز دوازدهم وارد « قبا » شد « ر . ك : به كتاب المبدإ و التاريخ ، ج 4 » .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 106 .