تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
قبيلهء بنى عمرو بن عوف اصرار كردند كه در « قبا » اقامت گزينند و عرض كردند ما افراد كوشا و با استقامت و مدافعى هستيم ، « 1 » ولى رسول گرامى نپذيرفت . قبيله‌هاى « اوس » و « خزرج » از مهاجرت رسول خدا آگاه شدند ؛ لباس و سلاح بر تن كردند و به استقبال او شتافتند . دور ناقهء وى را احاطه كرده ، در مسير راه رؤساى طوايف زمام ناقه را گرفته هر كدام اصرار مىورزيدند كه در منطقهء آنان وارد شود ، ولى پيامبر به همه مىفرمود : از پيش روى مركب جلوگيرى نكنيد ؛ « 2 » او در هركجا زانو بزند ، من همان جا پياده خواهم شد . ناقهء پيامبر در سرزمين وسيعى كه متعلق به دو طفل يتيم به نام‌هاى سهل و سهيل بود و تحت حمايت و سرپرستى « اسعد بن زراره » « 3 » به سر مىبردند و آن سرزمين مركز خشك كردن خرما و زراعت بود ، زانو زد . خانهء « ابو ايوب » در نزديكى اين زمين بود . مادر وى از فرصت استفاده كرده اثاثيهء پيامبر را به خانهء خود برد . نزاع و الحاح براى بردن پيامبر آغاز گرديد . پيامبر گرامى نزاع آنان را قطع كرد و فرمود : « اين الرحل ؛ لوازم سفر من كجاست ؟ » عرض كردند : مادر ابو ايوب برد . فرمود : « المرء مع رحله ؛ مرد آنجا مىرود كه اثاث سفر او در آنجا است و اسعد بن زراره ، ناقه پيامبر را به منزل خود برد .

ريشهء نفاق

اوس و خزرج ، پيش از آن‌كه با حضرت پيمان ببندند ، مصمم شده بودند كه عبد اللّه بن ابى را كه سرسلسلهء منافقان است ، به عنوان فرمانرواى مطلق در مدينه انتخاب كنند ، ولى از طريق روابطى كه اوس و خزرج با پيامبر پيدا كردند ، اين تصميم خود به خود از ميان رفت . از اين‌رو ، عداوت رهبر عالى قدر اسلام ، در دل فرزند « أبيّ »
هامش
( 1 ) . اقم عندنا فأنا أهل الجد و الجلد و المنعة . ( 2 ) . خلوا سبيلها فإنها مأمورة . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 19 ، ص 108 ، ولى بنا به نوشته برخى ( از آن جمله تاريخ كامل ) در حمايت معاذ بن عفراء قرار داشتند .