ولى مسلمانان آن را نخستين صفحهء تاريخ اسلام قرار ندادند ، زيرا در آن روز اثرى از اسلام و ايمان نبود . به همين دليل نيز سال « بعثت » را آغاز تاريخ مسلمانان به حساب نياوردند ، چون تعداد مسلمانان در آن روزها بيش از سه نفر نبود . اما در نخستين سال هجرت پيروزى بزرگى نصيب اسلام و مسلمانان گرديد و حكومت مستقلى در مدينه پديد آمد و مسلمانان از آوارگى بيرون آمده و در محلى آزادانه تمركز يافتند و براى همين پيروزى ، آن سال را مبدأ تاريخ خود قرار دادند و تاكنون همه گونه خير و شر را با آن مقايسه مىكنند . روى محاسبهء قمرى تاكنون 1383 سال و روى حساب شمسى 1342 سال از نخستين سال هجرت نبى گرامى مىگذرد . « 1 »
هجرت پيامبر ، سرآغاز تاريخ مسلمانان جهان
پيامبر گرامى اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلّم شخصا تاريخ هجرى را پايهگذارى كرد . گزينش هر نوع تاريخ به جاى تاريخ هجرى ، روى گردانى از سنت پيامبر اسلام به شمار مىرود .
در زندگى اجتماعى بشر ، وجود تاريخ مشخص از سال ، ماه و هفته ، از ضروريات حياتى است كه چرخ حيات اجتماعى بشر ، بدون آن از حركت بازمىماند . اين مطلب ، آنچنان روشن است كه استدلال بر آن بسان استدلال بر امور بديهى به شمار مىرود .
آيا تنظيم معاهده و پيمانهاى سياسى و نظامى و عقد قراردادهاى بازرگانى ، تحويل اسناد و حوالههاى تجارى و پرداخت ديون و نگارش نامههاى خانوادگى و غيره ، بدون تاريخ مشخّص مىتوانند مفيد و سودمند باشند ؟ به طور مسلم ، نه .
هنگامى كه ياران پيامبر اسلام صلى اللّه عليه و آله و سلّم از اختلاف و دگرگونى ماه سؤال كردند كه چرا ماه در آغاز باريك سپس كم كم پر و به حالت « بدر » در مىآيد ؛ آنگاه رو به حالت نخستين مىگرايد . وحى الهى نازل شد و يكى از فلسفههاى آن را بيان كرد و گفت :
قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ
اختلاف ماه به خاطر « وقتشناسى » است تا مردم از اين
هامش
( 1 ) . اين تاريخ مربوط به سال تأليف كتاب است . نگارش آن در مهر ماه سال 1337 هجرى شمسى آغاز گرديد و در ارديبهشت سال 1350 پايان پذيرفت .