افكنده و اتفاق آنها را بههمزده است . « 1 »
مفسران ، در تفسير سورهء « مدّثّر » اين مطلب را طور ديگرى نيز نقل كردهاند و گفتهاند : هنگامى كه وليد ، آياتى چند از سورهء « فصلت » از پيامبر شنيد ، سخت تحت تأثير قرار گرفت و مو بر بدنش راست شد . راه خانه را در پيش گرفت و ديگر از خانه بيرون نيامد . قريش او را به باد مسخره گرفته و گفتند : « وليد » به آيين « محمد » گرويده است . آنان ، به طور دسته جمعى به سوى خانهاش روانه شدند و از وى ، حقيقت قرآن محمد را خواستار شدند . هر كدام از حاضران يكى از مطالب ياد شده را پيشنهاد و او ردّ مىكرد . سرانجام رأى داد كه او را بر اثر تفرقهاى كه ميان آنها افكنده ، جادوگر بخوانيد و بگوييد : وى سحر بيان دارد .
مفسران معتقدند كه آيات يازده تا پنجاه ، در حقّ او نازل شده است :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً . . .
؛ مرا با آنكه تنها آفريدهام و فرزندان و مالى دامنهدار به او دادهام وابگذار ، او دربارهء قرآن بينديشيد و حساب كرد ، مرده باد ، چگونه حساب كرد باز كشته باد چگونه حساب كرد ، نظر كرد و عبوس شد و چهره درهم كشيد و گفت اين جادويى است كه نقل مىكند . . . « 2 »
پافشارى در نسبت جنون
پيامبر اسلام ، از آغاز جوانى در ميان مردم به درستكارى ، راستگويى و . .
معروف بوده است . حتّى دشمنان آن حضرت ، در برابر اخلاق فاضلهء او بىاختيار سر تسليم فرود مىآوردند . راستگويى و صداقت يكى از صفات برجسته وى بود .
مشركان تا ده سال پس از دعوت علنى ، اموال گرانقيمت خود را پيش او به عنوان وديعت گذاشته بودند ؛ دعوت آن حضرت بر معاندان سخت و گران آمد ، همت و مساعى خود را بر اين گماشتند كه مردم را با پارهاى از نسبتها - كه با آن مىتوان كاملا
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 1 ، ص 270 .
( 2 ) . مجمع البيان ، ج 10 ، ص 387 .